سال‌ها قبل خودش را براي شهادت آماده كرده بود

 

خط انقلابي‌گري و رزمندگي از چه زماني در خانواده شما باب شد؟
پدر و مادر من اصالتاً لر زبان و ساكن شهرستان انديمشك هستند. به واسطه قرار گرفتن شهرستان انديمشك در مسير جاده ترانزيت تهران خرمشهر و خط راه آهن در اين منطقه، خانواده ما خيلي زود با قيام مردمي حضرت امام خميني (ره) آشنا شدند. پدر و مادر من اگر چه سواد و تحصيلات عاليه نداشتند اما بسيار به ارزش‌ها و تعاليم انساني و اسلامي و آموزه‌هاي ديني پايبند بودند. هميشه با عالمان ديني محيط خود در ارتباط بودند. از اين رو وقتي قيام مردمي حضرت امام، روحانيت و مبارزان انقلابي شكل جدي به خود گرفت همه خانواده همراه و همسوي انقلاب اسلامي شدند.

برادرتان وقتي به شهادت رسيد چند سال داشت؟ به نظر شما چه خصوصيات اخلاقي او را لايق شهادت كرد؟
برادرم فرزند پنجم خانواده 10 نفري ما بود كه سال 1362 متولد شد. مجتبي از پايان تحصيلات دبيرستان به خاطر علاقه فراوانش به سپاه پاسداران جذب اين نهاد مقدس و انقلابي شد. مجتبي با پيگيري و علاقه‌مندي و تحقيق خود و با شوق و داوطلبانه يگان مخصوص ويژه صابرين سپاه را انتخاب كرد و در كنار سردار شهيد شوشتري فرمانده وقت نيروي زميني و ديگر همرزمان شهيدش قرار گرفت. روح الله نوزاد، فرشاد شفيع‌پور و شهرام زلفي از همرزمان شهيد برادرم هستند. به نظر من جميع اخلاق حسنه باعث نزديكي آقا مجتبي به شهادت شد. يك فايل صوتي از ايشان وجود دارد مربوط به سال 84 كه در اين فايل صوتي مجتبي گفت‌وگويي انجام داده و به آمادگي خود براي شهادت اشاره كرده است. او در اين فايل گفته نمي‌داند چرا و چطور تا الان شهيد نشده است!

نحوه شهادتش چگونه بود؟
همرزمانش تعريف مي‌كنند كه آقا مجتبي به همراه تيم اصلي هجوم پس از ساعت‌ها كوهنوردي به ارتفاع مورد نظر قله جاسوسان مي‌رسند. پس از برخورد و پاكسازي اوليه محيط از عناصر پژاك در دهانه‌هاي غارها و تونل‌هاي دست ساز كه اين گروه ايجاد كرده بودند برخورد جدي و سختي بينشان صورت مي‌گيرد. ايشان به همراه تعدادي از همرزمانش كه در رأس‌شان شهيد جعفرخان بود، به شهادت مي‌رسند. پيكر آنها پس از حدود دو روز كه در منطقه مي‌ماند، به عقب منتقل مي‌شود. البته ما همان شب براي لحظاتي از تلويزيون ديديم كه شمالغرب درگيري رخ داده است. اما فكرش را هم نمي‌كرديم كه برادرم در اين جريان باشد.
روز 14 شهريور ظاهراً به سپاه شهرستان اطلاع مي‌دهند كه او به شهادت رسيده است. من هم خيلي اتفاقي فهميدم كه آقا مجتبي شهيد شده است. چون پيكر شهدا دير به عقب منتقل شده بود، خانواده شهدا را از اين موضوع مطلع نكرده بودند. جالب است بدانيد من از گفت‌وگوي تلفني يك نفر از همكاران مجتبي با يك نفر ديگر متوجه شدم كه مجتبي شهيد شده است. همان لحظه صحنه‌هايي كه شب قبل در تلويزيون ديده بودم در ذهنم تداعي شد. لحظاتي كه هيچ وقت از خاطرم فراموش نخواهد شد.

به نظر شما اگر برادرتان امروز حضور داشت راهي ميدان مبارزه با تروريست‌هاي تكفيري مي‌شد؟
قطعاً اگر آقا مجتبي الان حضور داشت براي دفاع از حريم اهل بيت راهي مي‌شد. براي او بحث دفاع از حريم انقلاب و حرم اهل بيت(ع) تفاوتي نداشت. چه عراق چه سوريه و چه ايران. اما وظيفه امروز همه ما پس از اين شهدا قطعاً سخت و طاقت فرساست. مهم‌ترين آن اين است كه ما درك درستي از شرايط انقلاب، نظام و فرمايشات رهبري معظم انقلاب داشته باشيم. قطعاً اگر درك درستي از مسائل پيش‌رو نداشته باشيم با چالش‌هاي جدي روبه‌رو مي‌شويم. در حقيقت بايد بگويم كه ما معتقديم هر شهيد پرچمي است براي اسلام و انقلاب و اولين كساني كه بايد زير اين پرچم به دفاع از ارزش‌ها، انقلاب و رهبري مشغول باشند خانواده شهدا هستند.

سخن پاياني.
در اينجا مي‌خواهم يادي از دو همرزم برادرم شهيد طاهرنيا و شهيد الواني كنم كه هر دو در سوريه به شهادت رسيدند. يا از شهيد احمد مايلي كه در شرق كشور به شهادت رسيد. همچنين از يكهزار شهيد مظلوم شهرمان ياد كنم و بگويم شهرمان انديمشك همچنان با صلابت و مقاوم شهيد پرور مانده است. همه اينها به بركت پدران و مادران و خانواده‌هاي ايثارگري است كه همراه انقلاب و نظام از زمان آغازين روزهاي نهضت امام خميني(ره) جان بر كف و سرافراز در كنار ولي امر مسلمين آماده هرگونه جانفشاني هستند. ما بايد پيرو شهدايمان باشيم و ياد و نامشان را با عمل به وصيتنامه‌هايشان زنده نگه داريم كه امروز حفظ و خدمت در اين جبهه بسيار مهم و قابل توجه است.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *