خاطرات اسارت/درباره دوستي

عاطفه‌ و انسان‌ دوستي‌ غريزه‌اي‌ است‌ نهفته‌ در درون‌ انسان‌ و وديعة الهي‌ است‌ و مسلماً‌ خير و صلاح‌ انسان‌ در برخورداري‌ از اين‌ نعمت‌ها بوده‌ كه‌ خداوند به‌ انسان‌ مرحمت‌ فرموده‌ است. با تعاليم‌ مكتبي‌ هم‌ مي‌بينيم‌ كه‌ تقويت‌ اين‌ها را از ما خواسته، و براي‌ تشديد اين‌ عاطفه‌ و اين‌ غريزه‌ خداوند مي‌فرمايد: «اِنَّما المُؤ‌منون‌ اَخوه».

حضرت‌ رسول‌ بين‌ مسلمان‌ها عقد اخوت‌ مي‌خوانند، و اين‌ اخوت‌ هم‌ شدت‌ مي‌گيرد. ريشة عاطفة انسان‌ دوستي‌ را هم‌ به‌ آن‌ جهت‌ مي‌دهد. جهت‌ آن‌ این است كه‌ مي‌گويد اين‌ دوستي‌ها يك‌ دوستي‌ سطحي‌ و زودگذر نيست‌ و ريشه‌هاي‌ آن‌ بايد بين‌ شما خيلي‌ عميق‌ باشد؛ «ريشة برادري‌ عميق‌ است». ديگر اینکه‌ اين‌ عاطفه‌ و اين‌ غريزه‌ بايد به‌ تدريج‌ آنقدر رشد كند تا روح‌ برادري‌ را در بين‌ شما عميقاً‌ به‌ وجود بياورد و اين‌ مي‌شود مسير دوستي‌ كه‌ ما در زندگي‌ بايد طي‌ بكنيم؛ مي‌شود دوستي‌ بر اساس‌ برادري‌ و حاكم‌ بودن‌ تمام‌ ويژگي‌هاي‌ برادري‌ در دوستي‌هايمان، و اين‌ مي‌شود دوستي‌ بر پاية صحيح‌ و قوي‌ و ناگسستني.

‌‌دل‌ به‌ كسي‌ ندهيم، كه‌ دل‌ جايگاه‌ خدا است. محبت‌ مؤ‌منان‌ به‌ دل‌ داريم‌ كه‌ اين‌ نيز پرتويی‌ از محبت‌ به‌ خدا است. انسان‌ها را به‌ دل‌ دوست‌ بداريم‌ كه‌ بندگان‌ خدايند. خويشتن‌ به‌ خدمتشان‌ گماريم‌ كه‌ اين‌ آرزو و افتخار ما است، و به‌ پايشان‌ جان‌ مي‌دهيم‌ كه‌ اين‌ لقاي‌ خدا است.
‌‌براي‌ دوستان‌ و برادران‌ بر آن‌ هستيم‌ كه‌ برادري‌ صادق‌ و متعهد و وفادار باشيم. اين‌ شيوه‌ و سيرة ما است‌ در دوستي‌ و برادري، تا آنان‌ چه‌ باشند و يقيناً‌ خود به‌ وظيفه‌ آشناترند.
برگرفته از کتاب : منشور پاکی و خدمتگزاری



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *