«سفیر انقلاب» ناگفته هایی از شهید حاج سیاح طاهری به روایت یک همرزم قدیمی/ عکس

می گفت روزی همین هایی که در جای دیگر ظلم می کنند اگر مقابلشان نایستیم از مرزهای ما نیز می گذرند ، حد و حریم ما را نیز می شکنند قبل از اینکه به خاکریز ایران برسند باید سرکوبشان کرد.

 

غلامعلی بینش پور درباره سابقه آشنایی اش با شهید سیاح در گفتگو یی می گوید: ابتدای دهه شصت بود که در بسیج آبادان با ایشان آشنا شدم فعالیت ما مقابله و سرکوب اغتشاشات، تحصن ها و درگیریهایی بود که توسط سازمان منافقین و ضد انقلاب صورت می گرفت.

12

آن روزها بچه مذهبی ها به این جمع ها می پیوستند . خوب به خاطر دارم مردی بود منضبط ، کم حرف و با اقتدار که خط قرمزش ولایت فقیه بود ، مطیع بی چون و چرای ولایت .
بینش پور ادامه می دهد، آنچه از او در ذهنم مانده نماز اول وقتش بود و روزه گرفتن ها آن هم در هوای گرم آبادان.

از سختی کارو فعالیت ها نه شکایتی داشت و نه گله ای راه انقلاب را پیش گرفته بود و با پشتکاری که تنها از چنین مردی انتظار می رفت ادامه می داد به عقیده او خدمت به انقلاب وظیفه بود و در پاسخ چراهای ما می گفت : چون ما از انقلاب متولد شدیم .

در زمان جنگ در جبهه شخصیت یک نظامی منضبط و با اقتدار را داشت و بعد از جنگ در جبهه فرهنگ شخصیت یک فرهنگی خبره و با اراده یود و در انجام کارهایش به قدری دقت داشت  که جای هیچ انتقادی را باقی نمی گذاشت.

جنگ تمام شد اما راه ادامه داشت برای ادامه فعالیت های انقلابی وارد ستاد آبادان شدیم.

این همرزم شهید در سنگر فعالیت های فرهنگی می گوید: او مدیری بود که بدون هیچ چشم داشتی برنامه های فرهنگی در زمینه انقلاب و دفاع مقدس را پایه ریزی می کرد و به عرصه اجرا می کشاند او قصد داشت انقلاب و دفاع مقدس را برای آنانی که تجربه نکرده و به چشم ندیده بودند و یا آنانی که از ورطه آن دور افتاده بودند از نو روایت کند و یادآور یادو خاطره رشادتها و ایثارها باشد .

به این منظور مراسم ها و تئاترهایی را در مدارس بوشهر ، یزد ، اهواز و … ترتیب می داد و در آنها کتابهایی مثل “دا” مثل من زنده ام و کتابهایی در مورد اسرا به عنوان تحفه در اختیار دانش آموزان و معلمین قرار می داد.

بینش پور تاکید می کند که حاج سیاح در زمان بازنشستگی هم سفیر انقلاب بود و هدفش ترویج فرهنگ انقلاب  و شهدا.
شهید سیاح با همراهی دوست و همراهش آقای مکی یازع با استفاده از ارتباطات عمیق استانی و با یاری گرفتن از خیرین کارهایش را پیش می برد او سختی ها و کاستی های زمان انقلاب و جنگ را لمس کرده بود و از این رو کار کردن در شرایط سخت و بدون حمایت مالی چشمگیر او را از رسیدن به اهداف والایش باز نمی داشت.

او ادامه می دهد: در وصف او می خواهم بگویم روحیه فرهنگی اش به روحیه نظامی اش می چربید.  مثل یک نظامی شجاع و نترس بود و مثل یک فرهنگی آرام و اندیشه ورز.
همرزم شهید ادامه می دهد: آرام آرام این جانباز جبهه های دفاع مقدس آماده رفتن به جبهه ای دیگر بود و این بار با هدف دفاع از حرم و حریم آل الله می گفت: “ولایت فقیه فرموده اند هرجا صدای مظلومی بلند شد باید برای دفاع بروید.”
می گفت روزی همین هایی که در جای دیگر ظلم می کنند اگر مقابلشان نایستیم از مرزهای ما نیز می گذرند ، حد و حریم ما را نیز می شکنند قبل از اینکه به خاکریز ایران برسند باید سرکوبشان کرد ، اکنون جبهه ما آنجاست خط ما آنجاست و در ورای همه اینها آرامش و آسایش مردم وطنش را می طلبید .

می دانم که هدف او اجرای فرامین اسلام بود و بس، او خودش را در انقلاب حل کرده بود و در نهایت خود فدایی اسلام و انقلاب شد .

سردار حاج سعید سیاح طاهری در بیست و سوم دیماه سال نود و چهار در سوریه و پس از شرکت در چندین عملیات به دست دشمنان تکفیری به شهادت رسید اما راه او همچنان ادامه دارد…



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *