بخندیم یا اخم کنیم؟

بخندیم یا اخم کنیم؟

یکی از خاطرات جالب و فراموش نشدنی ، مربوطه به روزی است که عکاسان و خبرنگاران خارجی قصد تصویربرداری از ما را در روزهای اول اسارت داشتند ، پس از این که اسرا را دست بسته از زندان بیرون آورده و در محوطه پادگانی در بصره نگه داشتند ، در بین اسرا زمزمه هایی راه افتاد مبنی بر اینکه چه حالتی را به خود بگیریم ، تا دشمن نتواند استفاده تبلیغاتی علیه ایران کرده باشند .
یک عده می گفتند : بچه ها ، لبخند بزنیم تا خبرنگاران تصور نکنند ما روحیه خود را از دست داده ایم ، بخندیم تا روحیه مقاومت خود را اثبات کنیم.
اما در مقابل یک عده دیگر می گفتند : نه ، نباید بخندیم ، بلکه باید اخم کنیم تا بگوئیم که ما از اسارت و اسیر شدن ناراحتیم و با چهره های درهم ، ناراحتی خود را اعلام کنیم
و در نهایت بچه ها تصمیم گرفتند سرها را به نشانه اندوه به پائین بیندازند و نارضایتی خود را از این که به چنگال دژخیمان بعثی گرفتار آمده اند ، ابراز نمایند و دشمن را از رسیدن به اهدافش باز دارند .

 

خاطرات اسارت برادر آزاده
حاج صادق مهماندوست



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *