راه را برای فتح خرمشهر باز کرد و رفت

راه را برای فتح خرمشهر باز کرد و رفت

شهید چنگیزی و دوستانش، از شهدایی بودند که نقش مؤثری در فتح خرمشهر داشتند و خودشان قبل از روز فتح و پیروزی به شهادت رسیدند.

 

شهید امیربهرام (حسین) چنگیزی آشتیانی، یکی از روزهای بهمن سال ۱۳۴۰ در یکی از محله های جنوب تهران متولد شد.

او در پنج سالگی دوره دبستان را آغاز کرد و در پانزده سالگی دیپلم ریاضی گرفت و دانشجوی رشته‌ی مکانیک شد. هوش و ذکاوت فوق العاده ای داشت و این ویژگی بارزش، او را از دوستانش متمایز می کرد.

او همیشه از تجملات و اسراف دوری می کرد. خلق و خوی اسلامی داشت و در مقابل حوادث و مشکلات سرسخت بود.

قبل از انقلاب از مقلدین وفادار حضرت امام بود. کتابهای سیاسی مطالعه و نوارهای حضرت امام را گوش می کرد و اعلامیه های ضد رژیم و تبلیغ مواضع اسلامی پخش می کرد.

قبل از پیروزی انقلاب با وجود جو اختناق و حکومت نظامی، صدای الله‌اکبر های کوبنده و رسای او در فضای محله طنین انداز بود.

اوایل انقلاب حضور فعال در بسیج داشت و ضمن پاسداری و تنظیم برنامه های بسیج، به اهل محل آموزش نظامی می داد.

در اوایل تأسیس جهاد دانشگاهی، سال ۱۳۵۸ با ایثارگران جهاد به یکی از دورترین و محرومترین نقاط کشور، یعنی سیستان و بلوچستان و ایرانشهر می رفت و با زبان روزه در گرمای شدید آن منطقه، کارهای فرهنگی و ارشادی و تعمیر ماشین آلات صنعتی می کرد.

پس از طی دو تابستان متوالی در مهرماه سال ۵۹ برای آموزش فنون نظامی به پادگان امام حسین (علیه السلام) رفت. پس از طی دوره های مخصوص، عازم غرب کشور شد.

برای اولین بار در ارتفاعات بازی دراز بر اثر گلوله مستقیم تانک از چند ناحیه مجروح شد که این جراحات منجر به قطع عصب دست راست او شد. هنوز دست او درمان نشده بود و احتیاج به عمل جراحی داشت که دوباره راهی جبهه شد.

مدتی بعد برای بار دوم بر اثر اصابت ترکش گلوله تانک، در غرب کشور از صخره ای پرتاب شد و در حال بیهوشی او را به بیمارستان باختران بردند و بعد به تهران فرستادند و در بیمارستان بستری شد.

پزشکان توصیه کرده بودند برای ادامه معالجه باید تهران بماند، ولی او نتوانست در حالیکه دوستانش در جبهه ها در حال جنگ هستند، در بیمارستان استراحت کند و به جبهه بازگشت.

حسین که تجارب ارزنده‌ای در جبهه‌های مختلف بدست آورده بود و از قدرت و ضعف دشمن آگاهی داشت، مسئولیت طرح و عملیات و آموزش افراد را در غرب کشور به عهده گرفت.

با آغاز طرح عملیات الی بیت المقدس (آزادسازی خرمشهر)، داوطلبانه راهی جبهه جنوب شد و سرانجام در یکی از عملیاتها، همراه با تیپ محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) برای پاکسازی خاک شلمچه از لوث وجود کفار بعثی وارد عمل شد.

او با تجربیات فراوان در فنون مختلف نظامی و با اصرار خود در گردان تخریب که کار بسیار سخت خنثی کردن مین را بر عهده داشتند و در خط مقدم بودند شرکت کرد.

پس از خنثی سازی میدان های وسیع مین و بعد از نوزده ماه حضور فعال در جبهه، روز ۱۸ اردیبهشت ۶۱، او و دوستانش همگی مظلومانه شهید شدند و راه را برای فتح خرمشهر باز کردند.

حسین و دیگر شهیدان خواستند دِین خود را به اسلام و ولایت ادا کنند. خواستند دست تجاوزگران از سرزمین مقدس اسلام کوتاه شود تا حریم حرمت مسلمانان ایران از تعرض ستمکاران مصون بماند.

فانوس



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *