نماز جماعت در اسارت

نماز جماعت در اسارت

فرمانده اردوگاه، سرگردی بود که معمولاً مست بود. یک بعثی تمام عیار که اعتقادی به خدا نداشت دستور داده بود کسی نماز نخواند. ما زیر بار نرفتیم. یک روز به نگهبان‌ها دستور داد، همه را بفرستند داخل اتاق‌ها. چند نفر را بردند و درها را قفل کردند. توی حال خودمان بودیم که صدای داد و فریاد بچه‌ها از مقر عراقی‌ها بلند شد. وضعیت اتاق طوری بود که چیزی را نمی‌دیدیم. خیلی نگران بودیم. دلمان شور می‌زد. روز بعد بچه‌های اتاق روبه‌رو که مقر عراقی‌ها را می‌دیدند، گفتند «نگهبان‌ها، آن چند نفر را بستند به ستون‌ها و طوری شکنجه‌شان کردند که از هوش رفتند».

 

راوی: آزاده سرافراز داوود افشاری فرکی منبع: کتاب نماز غریبانه



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *