مرحوم ابوترابی رهبر دوران اسارت بود

مرحوم ابوترابی رهبر دوران اسارت بود

 من ده سال اسیر بودم و در اردوگاه موصل سه نگهداری می شدیم. در اردوگاه و تا قبل از ورود حاج آقا، جوی به وجود آمده بود که تحملش سخت بود.

 

در واقع به خاطر شرایط سخت و فشار ناشی از آن، تعدادی از بچه ها به بقیه سخت می گرفتند و جو تا حدودی خشن بود. بعد از ورود حاجی و آشنایی بچه ها با ایشان و خلق و خوی نیکو، موصل سه به بهشت تبدیل شد. مرحوم ابوترابی رهبر ما در دوران اسارت بود.

یکی از خصوصیت های اخلاقی حاج آقا، این بود که همه را دوست داشتند. در نظر ایشان همه دوست داشتنی بودند. ایشان رهبر دوران اسارت ما بود.  به هیچ کس با نگاه بدبینانه نگاه نکرد و این راز موفقیت ایشان بود.

من در این خصوص به یک خاطره اشاره می کنم. در پیاده روی های حرم تا حرم، تنها آزادگان نبودند بلکه مردم در طول مسیر و از شهرهای مختلف به ما  می پیوستند.

یکی از  دوستان آزاده برایم تعریف می کرد که بنده خدایی قرار بود به همراه خانواده و تعدادی از وابستگان ایران را ترک کنند و بروند.من به او گفتم تو که تصمیم خود را گرفته ای، با من در پیاده روی بیا به تو قول می دهم که نظرت عوض می شود.

این بنده خدا قبول کرد و با من آمد. در طول مسیر حرکت و  پس از آشنایی و هم صحبت شدن با مرحوم ابوترابی، پی به شخصیت عظیم ایشان برده وشیفته او شد و تا آن جا پیش رفت که از تصمیمش منصرف شد و خانواده اش را هم منصرف کرد.

 او گفته بود حیفم آمد که شخصیتی همچون آقای ابوترابی را ترک کنم و از دست بدهم و الان هم همیشه در جلساتی که ایشان هستند حتما می آیم.

پیام آزادگان



دیدگاهها بسته شده است.