مسابقات شطرنج در اسارت

مسابقات شطرنج در اسارت

صفحه شطرنج را روی کاغذ می کشیدیم نه اینکه بی حساب و کتاب باشد آنرا با ابعاد دقیق و حساب شده رسم می کردیم ، خانه های سیاه را با دقت سیاه می کردیم حتی نقطه سفیدی نمی توانستی توی آن پیدا کنی.

چیزی که اردوگاه بی دریغ در اختیار ما قرار می داد ریگ و سنگ بود ،محوطه پر بود از ریگ و سنگ های ریز و درشتی که کف آن را پو شانده بود.شکل مهره های شطرنج را با دقت روی ریگها می کشیدیم و آنقدر روی سیمان ها می سابیدیم تا به شکلی که می خواهیم دربیایداین کار ساعت ها و روزها طول می کشید و حاصل آن مهره های یک اندازه شطرنج بود. و حالا دیگر نوبت مسابقه بود.

مسابقه هایی با جایزه نفیس که مواد خوراکی و سیگار بود همه سیگاری نبودند ولی سیگار برای همه حکم پول را داشت برای خودش جای پول کاغذی را توی اردوگاه گرفته بود ۱نخ سیگار ۲ تا شکلات،۵ نخ یک دست شطرنج ،۲ نخ یک نان اضافه و حتی می توانستی با سیگار سهمیه غذایی کسی را هم بخری خلاصه می شد کلی معامله انجام دهی و کیف کنی.

گاهی عراقی ها هم برای مسابقه می آمدند و یکی از نگهبانان ادعا می کرد خدای شطرنج است و کسی نمی تواند او را شکست دهد، حسابی قپی می آمد و شاخ و شانه می کشید یکی از دوستان ما او را به مسابقه دعوت کرد و خیلی تمیز و قشنگ او را شکست داد و از آن مسابقه یک جعبه شکلات کاکائویی بدست آمد که برای خودش غنیمت جنگی حساب می شد و مزه اش زیر دندان همه رفت و چه مزه ایی داشت.

 

خاطره ای از آزاده قاسم ایگدر اردوگاه تکریت



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *