ماده ۳۸ و بایدها و نبایدهای مربوط به آن

ماده ۳۸ و بایدها و نبایدهای مربوط به آن

قرار بوده یگان ها حکمی صادر کنند و یک رونوشت از حکم به فرد بدهند که اگر اشتباهی در آن هست، اصلاح شود. حکم کارگزینی در برابرت باشد که بدانی اشتباه شده یا نه!…

 

 

در گفت و گویی که به صورت تلفنی با یوسف مجتهد داشتیم، جزئیاتی از مراحل تصویب و اشکالاتی که بر ماده ۳۸ قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران وارد است مورد نقد و بررسی قرار گرفت که در اینجا تقدیم کاربران عزیز می شود:

یوسف مجتهد: اجرای مورد ماده ۳۸، یک گام موثر و خوب است اما باید یک اطلاع رسانی درمورد چند نکته تاریک آن بشود. ما این نکات را در جلساتی که رفتیم، گفتیم. بااینکه قرار بود توافقات به صورت جمعی پیگیری شود اما آخر کار طوری توافق صورت گرفت که مطلوب نبود! هرچند هنوز هم اجرایی نشده! یعنی اردیبهشت ۹۶ابلاغ شده اما اجرایی نشده!

یعنی هیچ؟ پارسال سردار شریفی گفت اسامی ۳۰۰۰۰ جانباز برای اجرا به بنیاد ابلاغ شده است!

– منطبق با این قانون نه، اگر داده بودند یک گزارشی از آن وجود داشت؟ متاسفانه قرار بود اصلاحاتی صورت بگیرد اما نگرفت! سال ۹۴ دوستان در راهپیمایی ۲۲ بهمن سردار فیروزآبادی رو دیدند. موضوع را مطرح کردند. ایشان هم دستور داد که همه سازمان های ذیربط در نیروهای مسلح از سپاه گرفته تا ارتش تا نیروی انتظامی و وزارت دفاع و ساتا و خود ستاد کل را دعوت کردند و خودشان هم در اولین جلسه حضور داشتند و نماینده بنیاد جناب انصاری هم بودند. آقای ایزدی هم دعوت شدند و بحث ها شروع شد.
کمیته ای برای پیگیری مواد ۳۸ و ۳۹ جهت اجرایی شدن تشکیل شد که شروع به کار کند. یکی از اشتباهاتی که رخ داده، اجرایی کردن ابتدایی ماده ۳۸ بود. این کار بسیار اشتباه است چون ماده ۳۸و ۳۹ قابل تفکیک نیستند! یک موضوع است.

ماده ۳۹ چیست؟

– ماده ۳۹ مربوط به حالت اشتغالی هایی است که از دستگاه حقوق می گیرند. آنها هم باید حقوقشان مطابق همین سیستم صادر شود و تحویل صندوق بازنشستگی مربوطه شود. آنها هم  باید مطابق  نیروهای مسلح دریافتی داشته باشند اما ایشان آمده اند  که ماده ۳۸ را اجرا کنند و ماده ۳۹ ها مانده اند! تازه ماده ۳۸ هم هنوز اجرا نشده!

درهرحال جلسه تشکیل شد، توافقات و اصلاحات به صورت زبانی صورت گرفت اما خروجی در انتها به صورتی شد که در آن ۵-۶ تا نکته تاریک وجود دارد! اینها موجب ضایع شدن حق بسیاری را فراهم می کند که باید درموردش بحث جدی شود.

ممکن است این موارد را بفرمایید؟

– اول تاریخ اجراست. ببینید این ماده از تاریخ ۲/۳۱ / ۹۶ ابلاغ شده. قانون جامع ۲/ ۱۰ / ۹۱ مصوب شده. ماده ۳۸ هم ماده جدیدی نیست و تکرار مصوبات پیشین قوانین است. مثل قوانین قبلی یعنی اینکه ماده ۳۸ چیز جدیدی نسبت به قوانین قبلی نگفته است . ما بحث پرداختی حالت اشغالی ها را با حقوق کادر نیروهای مسلح که فقط در قانون جامع نداریم! پیش از آن هم داشتیم. آن چه می شود؟! اصلا بگیریم قبل از قانون جامع هم هیچ! از بعد قانون جامع، ما به تفاوت ها و این تاخیر به کجا میرسد؟ از تاریخی که ابلاغ کرده اند، چرا اجرا نکرده اند؟!

قرار بوده یگان ها حکمی صادر کنند و یک رونوشت از حکم به فرد بدهند که اگر اشتباهی در آن هست، اصلاح شود. حکم کارگزینی در برابرت باشد که بدانی اشتباه شده یا نه! از ۳۱ /۲ حکمی به کسی داده اند؟! تازه اگر قرار است اجرا شود، آیا برای یک نفر اجرا شود و برای یک نفر نشود؟! و بعد اینکه قرار است یکسان باشد نه اینگونه؟!

سوال دیگر اینکه این یگان ها اطلاعات افراد را از کجا جمع آوری کرده اند؟! مثلا نیروهای مسلح حکمی که می خواهند برای افراد صادر کنند، آمده اند پرسیده اند که فرد اطلاعات، تغییرات، اولاد و … را اعلام کند؟! البته اعلام کرده اند ولی عمومیت ندارد! فرم هایی به کادر داده اند و اعلام کرده اند. به دیگران هم فرم دیگری اعلام کرده اند اما خیلی از شهرستان ها هنوز بی اطلاعند! اجرا هم نشده! این است که باید حکم اجرا شود. هرگاه حکم کارگزینی به دست شما رسید، میتوانید بگویید این اقدامات برای من انجام شده.

نکته مبهم دیگر در این قضیه اینکه گفته اند اختصاص ما به جبهه است. یعنی بخشی از افراد حذف می شوند. درصورتی که ایشان از قبل قانون داشته اند! چرا قانون خودش اجرا نشده! اصلا بحث ما همین بود که باید نیروهای مسلح اصلاح میکرده یعنی باید مشخص میشده که آن فردی که درحال اعزام است، وضعیت دریافتی اش به چه صورت است! با چه نظام و وضعیتی درحال اجرا بوده؟!

مثلا یک قانون جدید بیاید که همه را پوشش دهد. درست است؟

– احسنت. ایشان می گویند براساس قانون مدیریت خدمات کشوری. خوب احکام نیروهای مسلح خودش بر اساس قانون مدیریت خدمات کشوری ست . پس تفکیک اینها معنا ندارد! آنها را می خواهید با چه اشلی بدهید؟ از خودتان؟! آیا می خواهید برخی تسهیلات را بدهید؟ مثل مسکن و … ؟ که اینها که بوده اند از قبل و مصوبه و توافق داشته اند! یعنی یک ابهام جدی کارشناسی در قضیه هست. به یک شکلی دارند این بندگان خدا را سر می دوانند!

بعد آمده درجای دیگری گفته اینهایی که در دستگاه دیگری هستند، شاغلین دستگاه ماده ۲ از این مورد بهره مند نیستند! این را روی چه حسابی گفته اند؟!

گفته اند در شرایط، مشمولین حالت اشتغال موضوع ماده ۲ قانون جامع خدمت رسانی به ایثارگران نباشد. اینها درست اما نحوه محاسبه چگونه باید باشد؟ ماده ۳۹ را چه زمانی می خواهید تصویب کنید؟ در صورتی وقتی اشل هر دو موضوع یکی است چه معنی دارد این دو را از هم جدا می کنید. یعنی ماده ۳۸ و ۳۹ را از هم جدا میکنید. فرقش این هست که در ماده ۳۹ حکم را به دستگاه و صندوق بازنشستگی اعلام می کنید ولی ماده ۳۸ را به بنیاد اعلام می کنید. می توانستید این دو را یکی کنید.

به خاطر بار مالی بوده که از هم جدا کرده اند و به همین خاطر اولویت بندی کرده اند؟

– بله. ولی چرا اولویت بندی باید بشود. این دو موضوع اولویتی نسبت به هم ندارند. مثلا یک جانباز ۷۰ درصدی که از بنیاد حقوق میگیرد با جانباز ۷۰ درصدی که از آموزش و پرورش حقوق میگیرد چرا باید تفاوت داشته باشند. اتفاقا” چون  جانبازان ماده ۳۹ بین دستگاه ها توزیع میشوند بار مالی برای دستگاه ها سنگین نمی شد.. هر انگیزه ای که باعث این جدا افتادن این دو گروه شده خلاف قانون است. یعنی نوعی تبعیض و خلاف قانون دارد اتفاق می افتد.

 

بالاخره وقتی منابع محدود است شاید ناگزیر به این جدایی شده است؟

– ببینید یک بار می گویند از جانبازان ۷۰ درصدی شروع می کنیم و این با توجه به محدودیت منابع تا حدودی منطقی است و همینطور به دسته های پایین تر اولویت بندی شوند که قبلا هم این اولویت بندی ها بود. اما الان بین دو فرد با وضعیت مشابه تفاوت قائل می شوند.

شاید به خاطر این است که جانبازی که از بنیاد حقوق می گیرد بالاخره یک متولی دارد اما جانباز بسیجی متولی دیگری ندارد؟

– این حرف درستی نیست. متولی پیگیری امور همه این افراد بنیاد است و همه اینها بسیجی یا وظیفه هستند.

منظورم از بسیجی این است که مثلا از سپاه اعزام شده ولی چون بسیجی بوده و جایی اشتغال نداشته متولی خاصی ندارند.

– شما فرض کنید که یک بسیجی از طرف آموزش و پرورش با هماهنگی  سپاه اعزام شده باشد و دیگری به صورت داوطلبانه از روستا به جبهه اعزام شده بدون اینکه جایی اشتغال داشته باشد چه فرقی باید بین پرداخت حقوق آنها باشد؟ قانون فرقی بین این دو نگذاشته است.

 

بالاخره کسی که از آموزش و پرورش اعزام شده با یک اشل حقوقی پرداختی دارد.

– اشکال ندارد و آن حقوق حقش است و اگر هم جبهه نمی رفت آن حقوق را می گرفت. بحث بر سر انطباق حقوق همه این افراد با کادر نیروهای مسلح است.

 

گفته بودند آنهایی که جبهه رفته و در جبهه مجروح شده اند دارای اولویت هستند.

– این یک نکته دیگری است. گفته اند افرادی که در بازه زمانی دفاع مقدس دچار مجروحیت شده اند به استثنای موارد مربوط به ترور مشمول ماده ۳۸ نمی گردند. و این نهایت بی انصافی است. ما که ترور هدف را نگفته ایم. اگر ترور هدف را می گفتیم باز جای توجیه داشت. چون فقط عبارت ترور را آورده ایم مثلا اگر یک بمب گذاری در جایی انجام گرفته باشد، فرد مجروح شاملش می شود. اما یک رزمنده دفاع مقدس که حین برگشت از خط مقدم دچار حادثه شده از این قانون خارج می شود. ما می گوییم چرا ماده های قبلی را اجرا نکردید. شما موارد قبلی را اجرا کنید خود ماده ۳۸ در دل اجرای مواد قبلی اجرا می شود. مصوبات قبل ازماده  ۳۸ می گفت همه کسانی که جانباز می شوند حقوقشان مطابق کادر ثابت نیروهای مسلح پرداخت شود و استثنا هم نداشت.

یک ابهام در رتبه ها وجود دارد. چرا سقف درجه بسیجی با وظیفه تفاوت داشته باشد؟ ما برای وظیفه درجه ۱۷ را می گذاریم و برای بسیجی ۱۹ میگذاریم و بعد در یک جمله ابهام آمیز در قالب بند ب نکته ای آورده شده است.درحالی که قانون این را نگفته و کاملا من درآوردی است.

یعنی اگر یک بسیجی و یک سرباز وظیفه هر دو در جبهه مجروح شوند درجه بسیجی بالاتر درنظر گرفته می شود که آن موقع متوجه شدند که این غلط است ولی دوباره در دستور العمل قرار داده اند. یعنی حرف کارشناسان نیروهای مسلح اهمیت داده نمی شود ولی نظر یک کارشناسی که همینطوری آیین نامه من درآوردی تدوین می کند ملاک عمل قرار می گیرد.

 

هیچ توجیهی هم در جلسات آورده نشده است؟

– نه هیچ توجیهی آورده نشده و قرار بود این موضوع اصلاح شود که نشد و این خلاف صریح قانون است.
اول اینکه آئین نامه نیاز به توافق ندارد. الان یک مجرای قانونی در نیروهای مسلح وجود دارد که با آن آیین نامه به کادرشان حقوق می دهند. قرار بود همین اجرا شود و اگر واقع بین باشیم حتی نیاز به آئین نامه هم نداشته است. نیاز به آیین نامه هم نبوده چون یک سیستم جاری است.

– باید اطلاعات را تحویل بدهند؛ بر اساس آن حساب می کنند و به بنیاد اعلام می کنند. بخش هایی از آیین نامه من‌درآوردی است.

کار اضافی است.

– بله کار اضافی بود ولی چون وادار کرده بودند، مجبور بودیم حضور پیدا کنیم. به دلیل اینکه از ایرادهای اساسی تر جلوگیری کنیم.

شما فرضتان این است که یک سازمان دارید و به صد نفر پرسنل حقوق می دهید. وقتی ده نفر دیگر را استخدام می کنید، دوباره برای آن ها اشل آیین نامه تنظیم می کنید؟! فقط در صورتی که در قانون گفته باشد استخدام های از این زمان به بعد آیین نامه های دیگری باید اجرا شود،‌ شما آیین نامه دیگری می نویسید.

نکته ای که از این ها بدتر است، بحث بند پنجم بازنشستگی است که مربوط پاداش و مرخصی هاست، می گوید: مشمولین ماده ۳۸ هنگام نیل به بازنشستگی که پس از ۳۰ سال از اولین دریافتی ماهانه که از بنیاد شهید و امور ایثارگران صورت گیرد. این «از اولین دریافتی» خیلی خطرناک است. اصلا چنین چیزی نبوده. (آخرین مجروحیت + سوابق قابل قبول)

این جنایت است. خیلی از بچه ها عمرشان به گرفتن این پاداش کفاف نمی دهد.

شما فرض کنید طرف مثلا سال ۹۰ گرفته باشد، چه زمانی ۳۰سالش می شود؟ یا مثلا سال ۸۶ گرفته باشد، چه زمانی ۳۰ سالش می شود؟ کجا این را گفته است؟! درحالی که قانون حالت اشتغال (این نکته را دقت کنید. این را ما بحث مفصلی با آنها کردیم و پذیرفتند و قرار بود اصلاح شود. بحث توافق شد، قطعی شد، به عنوان اخرین مجروحیت چون آخرین مجروحیت که ملاک بود، الان همه ۳۰ سالشان تمام شده شده. باید می آمدند حساب می کردند و می دادند.

 

سردار شریفی می گفت: سال ۹۶ شروع به اجرا می شود.

– شما در یک میز گرد دعوت کنید و بگویید که آقایان شریفی، سعیدی و بقیه مرتبطین با این دستورالعمل بیایند تا پاسخگو باشند و همه چیز برای ایثارگران روشن شود. شبهات زیادی در این قضیه مطرح است.

 

سِمَت آقای سعیدی چیست؟

– ایثارگران ستادکل نیروهای مسلح.

اگر بتوانیم چنین میزگردی ترتیب بدهیم خیلی خوب است.

– این همه سر و کله زده شد، با آنها بحث شد، هیچکدام هم چیزی برای گفتن نداشتند. کم آوردند و ادعا کردند که تمام مطالب درست است. بعد یک مرتبه زیرش می زنند و چیز دیگری می بُرند و توافق می گیرند. که آن را هم اجرا نکردند. جالب است!
حکمی بدهید به بچه ها ببینند چه بلایی سرشان آوردید. احتمالا این ها را گروه گروه جدا می کنند و به یک جماعت اقل، محدود، خلاف قانون تقسیمشان می کنند. آن هم برای آنکه به ظاهراجرایش کنند مدام عقب می اندازند.

در بازنشستگی هم مثلا دونفر باهم به جبهه می روند و یکی از آنها شهید می شود که بسیجی بوده است و دیگری جانباز. شهید پاداشش را خانواده اش گرفته ولی جانباز نگرفته است و هر دو هم یک قانون دارند. البته خانواده شهدا هم پاداششان را مثل جگرزلیخا به آنها داده اند. خانواده شهدا را خیلی اذیت کرده اند. یک بخشی هنوز مطالباتشان را نگرفته اند. ولی هرچه باشد از جایی شروع کرده اند که مبنای شروعشان هم تاریخ اعزام و شهادت بوده است.

 

کسی که جانباز بوده و باید بازنشسته می شده ولی هنوز حقوقی به او پرداخت نکرده اند و جانباز فرد شهید شده است چطور؟ به خانواده او داده اند؟

– خیر. آنها هم مانده اند. ولی بخشی از آنها که قدیمی تر شهید شده اند، یحتمل گرفته اند. ولی جانبازانی که تازه شهید شده اند خیر. می مانند تا وقتی که تامین منابع شود. اگر تامین شود پرداخت می کنند.

امسال سال بحرانی بنیاد است. منابعش به شدت محدود است. بودجه اش پاسخگو نیست و برای این هم اجرا نشده و سپاه و نیروهای مسلح هم یک نسخه از احکام را به افراد نمی دهند. گویا با هم هماهنگ کرده اند.

آقای شریفی اگر خیلی مدعی حمایت است، احکام نسخه های افراد را بدهد. من در همان جلسات گفتم: نمی خواهد دلسوزی کنید. شما حکم بزنید به افراد بدهید، خود ما به دیوان می رویم و رای می گیریم.

 

خود شما دلیل اینکه چرا ندادند را که گفتید، منابع ندارند.

– تفاوت این است که منابع برای پاداش های کلان میلیاردی هست، منابع برای زدوبندها هست. یک مدیر بیاورند که پاداش پایان خدمتش را نگرفته باشد. این ها را باید از ۳سال پیش که بحث بود، سازماندهی می کردند. ما بحثی که با آقایان داشتیم این بود که شما بیایید در یک پروسه ۳ ساله مطالبات این ها را حساب بکنید.  شما بیایید پاداش را حساب بکنید بگویید می شود aریال. ولی در یک پروسه سه ساله تعهد بدهید که اجرا کنید. حداقل طرف بداند دارد به روز می گیرد. این است که متاسفانه مشخص نیست اینها می خواهد کی اجرا بشود، اصلا زمانی که بخواهد اجرا بشود این آقایان نیستند. همین الان در حال بازنشستگی هستند، کدام یک از اینها ده پانزده سال دیگر هست؟

بهترین کار یک میزگرد است، اینها را دعوت کنیم و بگوییم این روش شما منطبق کدام روش قانونی است؟ البته همین هم که تصویب شده خودش چند گام به جلو حرکت کردن است و جای شکرش باقی است که تا اینجا آمده اند؛ بقیه اش را باید اصلاح کرد. از اینها همین را هم نمی شود انتظار داشت، همین هم اگر فشارها و پیگیری های برخی افراد، تشکل ها، انجمن ها و کارهای رسانه ای فاش نیوز نبود، انجام نمی گرفت. همین که آقای فیروزآبادی آمد در ۲۲ بهمن و در حین راهپیمایی بچه ها را دید و رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح از اینکه قوانین ایثارگران اجرا نشده تعجب کرد حرکت خوبی بود.

او در آن جلسه به آقایان تندی کرد و گفت: «شما حق چه کسانی را نمی دهید؟! اصلا چطور انگیزه ایجاد می شود در نیروهای مسلح که می‌بینند با جانبازان اینگونه رفتار کردید؟» آنجا چطور همه ساکت بودند و حرفی نمی زدند؟ آقای انصاری و سعیدی به صراحت در آنجا گفتند: همه این موارد درست است ولی منابع نداریم. آقای فیروزآبادی گفت: مگر چقدر می شود؟ ما این همه خرج می کنیم، این همه حقوق به بازنشستگان نیروهای مسلح می دهیم؟ مگر چقدر هستند؟ به اینها که می رسد نداریم؟

بعضی از مقررات را گفت تا پایان سال ۹۵ من مهلت می دهم. ما می‌بینیم هیچ یک اجرا نشد. ایشان به عنوان رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح هنوز هم حی و حاظر هستند و می شود با ایشان ملاقات کرد. گفت: «این موضوع را طی چند جلسه تهیه کنید، من خودم در روزی که جلسه نهایی می شود خواهم بود»؛ که عمر مدیریتی ایشان کفاف این مسئله را نداد و با آقای باقری عوض شدند.

 

به نظر می آید باید جلسه مشابهی با رئیس جدید برگزار کنیم؟

– هر چه تلاش کردیم، به هیچ وجه مجال نمی دهد. در جلسه اسفند ۹۵ من این گلایه را به آقای محسن رضایی کردم و گفتم: آقای باقری وقت نمی دهد. سردار جعفری وقت نمی دهد. بعد از آن جلساتی که بوده کشیده اند کنار و شاید هم دیدگاهشان این نیست. صراحتا” ایشان گفتند پیگیری می کنم و من وقت می گیرم.

از اسفند ۹۵ آقای رضایی اقدام کرده یا نه؛ نتوانسته برای تشکل وقت بگیرد؛ یا یادش رفته و یا محل نگذاشتند. من به دوستان گفتم بیایید یک نامه سرگشاده محکم به آقای باقری بزنیم. مگر چه شده که شما این قضیه را رها کردید. در جلسه آقای فیروزآبادی ایشان (سردار باقری) به عنوان معاون نیروی انسانی بود، یکی از بحث ها همین است. من خودم با آقای زاده کمند تلفنی صحبت کردم، گفتم شما الان آمدی جای آقای باقری و شدی معاون نیروی انسانی، گفتم پیگیری بکنند، اما نشد. یعنی همه این ها در تضییع حقوق بچه های جانباز متفق هستند. این اتفاق خوبی نیست. در جلسه اسم آوردیم که خود شماها می گیرید ولی نوبت به اینها که می رسد، رهایشان کردید.

فیش حقوقی تعدادی از آقایانی که دارند با درجه ۱۹ حقوق می گیرند، را با بچه ها مقایسه کنید.

 

چه چیزی بیشتر در حقوق درجه ۱۹ تاثیر دارد؟

– مدرک تحصیلی. همه نظامی بودند و در جنگ بودند. هر ۴ سال یک درجه که فقط ۵ سال سرهنگی است که یک سال است. حضور در جبهه و مجروحیت و دیگر موارد ترفیع دارد که امتیازاتش جداست و محاسبات فوق العاده تعریف می شود.

مثلا کسی که دکتری دارد، ببیند از زمان مجروحیت، هر چهار سال حساب می شود و درجه اش همان است. مثلا فرد هرچه بوده بوده، با آن درجه ها بشود سروان، درجه ۱۳، ۴سال ۴ سال به جلو برود و ۳۰ سال مجروح است که می شود ۷ درجه، ۷ به ۱۳ اضافه شود می شود ۲۰، یعنی سپهبد! اول آمدند با یک گردش کار، نصب درجه را از اینها گرفتند. حالا گفتیم نیروهای مسلح ضوابط خودش را دارد، حالا درجه نمی دهید دیگر مزایا و حقوق را که باید بدهید. در جایی گفتم چطور بعضی شماها ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان حقوق  دارید می گیرید ولی یک بسیجی یک و دویست می گیرد صدای شما در می آید؟ این قانون است. باید حقوق را بدهید.

 

فاش نیوز

2 دیدگاه برای “ماده ۳۸ و بایدها و نبایدهای مربوط به آن
  1. جمشید جوکار دولت آبادی خرداد ۲۳, ۱۳۹۷ در ۲۱:۳۶ -

    با سلام بنده جانباز۳۰/هستم تا کنون بجز حقوقبازنشسگی که طبق فیش حقوقیام۳۵۰۰تومانمیباشدبا۵سرعایله وهر زمان که به بنیاد مراجعه میکنم پیگیری نمی‌کنند بلکه مورد تمسخر واقع شده‌ام به جز تبعیض بین افراد هیچ چیز ندیده ام