کرامات شهیدان؛آرزوی نحوه شهادت

یک بار که شهید علی اصغر از ناحیه دست و سر مجروح شده بود پس از بهبودی نسبی دوباره به جبهه رفت. وقتی با یکی از همرزمان خود به نام شهید محمود اصغرنیا عازم خط مقدم بود چون با سرعت زیاد رانندگی میکرد، محمود به او گفت اصغر این قدر تند رانندگی میکنی نکند اتفاقی بیفتد. اصغر به او گفت نه من این طوری نمی میرم. از خدا خواسته ام و میدانم که این گونه از دنیا نمی روم.

در موقعی دیگر که در جمع دوستان خود نشسته و صحبت میکردند به آنها گفت من دوست ندارم مجروح بشوم و مردم به خاطر مجروحیت مرا احترام کنند بلکه دوست دارم یک تیر به پیشانی ام بخورد (دستش را به پیشانی گذاشت و گفت به این جا بخورد) و شهید شوم.

پس از شهادت که جسد او را به سبزوار آوردند همه با تعجب دیدند تیر درست در محلی که او دست خود را گذاشته بود اصابت کرده و باعث شهادت او شده است.

 

راوی: طیبه تسبندی، همسر شهید علی اصغر کلاته سیفری(فرمانده گردان جبار تیپ امام صادق لشکر ۵ نصر خراسان)

منبع: لحظه های آسمانی کرامات شهیدان(جلد دوم)، غلامعلی رجائی ۱۳۸۹



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *