تلویزیون در اسارت

تلویزیون در اسارت

تلویزیون عراق جمعاً روزی دو ساعت برنامه فارسی پخش می کرد که یک ساعت آن مربوط به سیمای عراق بود و یک ساعت دیگر شامل صحبت های مجری و تفسیرهای مقاومت منافقین بود.

برای آسایشگاه ما یک تلویزیون آوردند که ماجرای آن هم جالب و شنیدنی است.

یک افسرعراقی که تلویزون را برایمان آورد، خطاب به ما گفت: «شما تا به حال تلویزیون دیده این؟»

من که در آن زمان مسئول آسایشگاه بودم، به بچه ها چشمکی زدم وهمه با هم یکصدا گفتیم:” لا، سیدّی!”

گفت:” اشکالی نداره، من براتون توضیح می دم: تلویزون جعبه ایه که همون طور که می بینین که صفحه شیشه ای داره. وقتی تلویزیون رو به برق وصل کنین ودکمه ON روفشاربدین، روشن می شه و شما می تونین مناظرزیادی مثل پارک ها، آدم ها، ماشین ها، ساختمان ها و چیزهای دیگه رو ببینین؛ اصلاً تعجب نکنین، تلویزیون چیز بسیارخوبیه.” بعد هم یک مسئوول برای روشن و خاموش کردن آن تعیین نمود.

موقعی که تلویزیون را روشن کرد و می خواست از آسایشگاه بیرون برود، همه زدیم زیرخنده.

عصبانی شد و گفت:” چرا می خندین؟”

گفتم:” ایران یکی از بهترین تولید کنندگان تلویزیون در جهانه، هیچ خونه ای رو درایران نمی تونین پیدا کنین که در اون تلویزیون نباشه.”

او که حسابی کنف شده بود ، چندتا دری وری گفت و از آسایشگاه بیرون رفت.

بعدها متوجه شدیم تغییر رفتارعراقی ها به خاطراین بوده که اولاً سازمان ملل متحد قطعنامه ۵۹۸ را تصویب کرده بود وعراقی ها فکرمی کردند جنگ به زودی تمام خواهد شد و تبادل اسرا شروع خواهد گردید. ثانیاً ازآنجا که صلیب سرخ بایستی ازما دیدارمی کرد، شرایط بهتری را برایمان فراهم نمودند ورفتاربهتری را موقتاً در پیش گرفتند. البته صلیب سرخ هرگزنیامد وما برای همیشه جزو اسرای مفقود الاثر باقی ماندیم.

با آمدن تلویزیون به اردوگاه، وضعیت تازه ای به وجود آمد. تلویزیون، برنامه های مناسبی نداشت. بیشتر، فیلمها و سریال های مبتذل یا موسیقی و ترانه پخش می کرد. ما فقط اخبار و یکسری برنامه های علمی آن را تماشا می کردیم. البته درماه مبارک رمضان هم مقداری قرآن پخش می کرد که مورد استفاده همه بچه ها بود.

از برنامه های تلویزیون عراق، برنامه ویژه سازمان منافقین به نام سیمای مقاومت بود که حاوی بدگوییهایی علیه نظام جهموری اسلامی ایران، فعالیت ها و سخنرانی های سران سازمان مثل مسعود رجوی، مریم رجوی، مهدی ابریشم چی، گزارش اقدامات برون مرزی، خرابکاری واعمال تروریستی درایران، دیدارنمایندگان سازمان با فلان مقام فلان کشوراروپایی، گردهمایی درفلان کشور، دیدگاه های سازمان جهت به دستگیری قدرت درایران با رهبری مسعود رجوی وازاین قبیل چیزهابود. به علاوه، پخش تصاویری از راهپیمایی های طرفداران سازمان به مناسبتی درفلان کشور آمریکایی یا اروپایی، ازجمله برنامه های سیمای مقاومت بود که این تلاشها، راهپیماییها، تحصنها ویا احیاناً برنامه های اعتصاب غذای مضحک ونمایش منافقین دربرابر ساختمانهای کمیساریالی عالی پناهندگان یا دفاترسازمان ملل متحد یا سازمان های حقوق بشر، بیشتر درزمان کمیسیون دوره ای وسالانه حقوق بشرسازمان ملل متحد صورت می گرفت تا به هرترتیبی که می توانند. ایران را در کمیسیون حقوق بشربه عنوان ناقص حقوق بشرمحکوم کنند.

آنها حتی برای تحریک افکار عمومی مردم جهان، اقدام به جمع آوری امضای مقامات، مسئوولین و افراد برجسته کشورهای اروپایی وآمریکایی می کردند.

تلویزیون عراق جمعاً روزی دو ساعت برنامه فارسی پخش می کرد که یک ساعت آن مربوط به سیمای عراق بود و یک ساعت دیگر شامل صحبت های مجری و تفسیرهای مقاومت منافقین بود.

مدتی بعد از آوردن تلویزیون به آسایشگاه، نشریه ای هم به نام مجاهد- که ارگان سازمان منافقین بود- برایمان آوردند. محتوای این نشریه هم دروغ پردازی هایی شبیه برنامه های سیمای مقاومت بود. دریکی ازآنها ، ازقول یکی ازمنافقین سازمان ( که او هم ازمخالفین نظام جمهوری اسلامی است) آورده شده بود: افراد ونمایندگان سازمان برای گرفتن یک امضا علیه نظام ایران ازفلان مسئوول یا شخصیت سیاسی فلان کشور، روزها وهفته ها مثل کنه مزاحم طرف شده وان قدرپیله او می شوند که بیچاره برای خلاص شدن ازدستشان، امضا می دهد تا خود را ازشرشان راحت کند.

علی رغم این که این مطلب را نشریه مذکور رد کرده بود، ولی این حاکی از وجود اختلافات عمیق بین اپوزیسیون درخارج از کشور بود. آنها این امضاهای زورکی و در بعضی موارد پولکی را به عنوان امضا علیه ایران مطرح می کردند.

راوی: آزاده محمدرضا یزدیان
منبع:جامع آزادگان



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *