سیلی برای جشن دهه فجر

سیلی برای جشن دهه فجر

«شب ۱۲بهمن سال ۶۶برخلاف عادت عراقی ها شبانه و با حالتی غافلگیرانه وارد آسایشگاه شدند و وسایل آماده شده برای جشن های پیروزی انقلاب را جمع آوری کردند.

احمد سرباز خشن عراقی از من پرسید :«این وسایل متعلق به کیست؟ »من پاسخ دادم :«خودم» احمد گفت:« چرا این ها را تهیه کرده اید؟»گفتم :«برای جشن های پیروزی انقلاب!! »او عصانی شد و من ادامه دادم مگر شما خودتان برای انقلاب تموز جشن نمی گیرید؟ ما بر ظالمی پیروز شده ایم و این برای ما مایه ی شادی است.

احمد با تمسخر گفت:«از دست ظالمی نجات یافتید و ظالم دیگری حاکم شد»  من گفتم :«نه این یکی ظالم نیست رهبر ماست ما اورا دوست داریم او رهبری آگاه و عادل است» احمد با عصبانیت ضربه ای را به صورت من نواخت که برق از چشمانم پرید.!!! آن ها رفتند اما وعده دادند که فردا به سراغ ما می آیند.»

صبح روز بعد سعید را به همراه سه مسوول آسایشگاه دیگر که هیچ کدامشان مسوولیت وسایل را قبول نکرده بودند به بازجویی بردند.افسر عراقی از سعید پرسید :«اگر این ها کار خود تو باشد باید بتوانی مثل ان را دوباره تهیه کنی!!» سعید به او گفت لازم باشد بهترش را تهیه می کنم با شنیدن این سخن سرباز سعید را مورد حمله قرار می دهد.بعد از تحمل ۱۰ روز مجازات ایستادن سعید و دوستانش را به زندان منتقل کردند.. دهه ی فجر آن سال با وجود این حرکت دشمن با شور و هیجان خاص خود برگزار شد.

 

خاطرات آزاده سعید مظفرنیا



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *