روایات آزادگان فجر در اسارت بخش دوم

روایات آزادگان فجر در اسارت بخش دوم

برنامه سالگرد پیروزی انقلاب در داخل آسایشگاه ها را به صورت مخفیانه داشتیم اما چون اردوگاه ما جزو اردوگاه مفقودین بود این برنامه ها خیلی سازماندهی شده نبود و متاسفانه عراقی ها اردوگاه را به شدت کنترل می کردند.

البته در مقطعی سردسته بچه های سیاسی و مذهبی را از اردوگاه ما جمع آوری کردند وبه  اردوگاه “بعقوبه” بردند که این بچه ها در آنجا آزادی بیشتری بود و ما می شنیدیم که در این اردوگاه های دیگر برنامه های سرود و سخنرانی کمی آزادانه تر برگزارمی شد. رفتار عراقی ها هم مخالف هرگونه جلسه و برپایی سخنرانی و جشن و سرور بودند.

راوی آزاده: قاسم زرین فر اردوگاه تکریت۱۱

برگزاری مسابقات حفظ و  قرائت قرآن،  اجرای تئاتر و سرودهای انقلابی که بعضی از آن ها را از زمان انقلاب در ذهن داشتیم و تعدادی از آن ها هم توسط افرادی که خلاقیت داشته و  در اسارت سروده شده بود، در ایام دهه فجر اجرا می شد.  آنچه قابل تامل بود حضور اکثریت  اسرا در این برنامه ها بود که  برای حفظ روحیه ایثارگری و پاسداشت سالروز انقلاب اسلامی انجام می شد.

البته برگزاری مسابقات عقیدتی، ورزشی و دینی را در طول سال هم داشتیم اما همواره سعی می شد فینال این مسابقات و اهدای جوایز آن مقارن با ایام الله دهه فجر باشد که بر بار معنوی وشکوه و زیبایی این ایام افزوده شود.

جوایز این مسابقات نیز با حداقل امکانات اردوگاهی همراه بود. بعضی از افراد گیوه هایی که از نخ های پتو و یا لباس های مندرس درست میکردند ، نخ های آن را به صورت رشته هایی در هم می تنیدند و برای کف این گیوه ها هم از زیره دمپایی هایی که هر دوسال یکبار به بچه ها می دادند استفاده می شد.  گاهی بچه ها در کنار سیم های خاردار  اردوگاه، تکه ای از آن را جدا می کردند و نوک آن را به سختی می سابیدند و به جای سوزن برای دوختن گیوه از آن استفاده می کردند. بعد با گلدوزی روی آن، این گیوه های زیبا را به عنوان  جایزه به نفرات  برتر  در ایام دهه فجر اهدا می کردند.

تنها شیرینی این ایام هم شیرینی بود که با مقداری آرد که از خمیرهای داخل نان و با افزودن مقداری شکر و روغن تهیه و روی یک چراغ خوراک پزی  آماده می شد، در آن موقعیت و کمبود امکانات  این شیرینی خوشمزه ترین شیرینی بود که بچه ها دهانشان را با آن شیرین می کردند البته یک بار یکی از سربازان عراقی متوجه شیرینی ها شده بود و بچه ها هم از آن شیرینی به او داده بودند، او انقدر از طعم آن خوشش آمده بود که دایم می رفت و می آمد و از ما شیرینی می خواست.

البته تمام این برنامه ها با تدابیر شدید امنیتی خاص انجام می شد و اگر زمانی عراقی ها از این برنامه ها مطلع می شدند با کتک و شکنجه اسرا همراه می شد.

برنامه “روزشمار انقلاب” یکی دیگر از برنامه های این ایام بود  و اخبار آن هم توسط خود بنده قرائت می شد.  بچه ها هم  با بیان  خاطرات خود از  آن روزهای حماسه یاد آن ایام را گرامی می داشتند.

راوی: آزاده احمدعلی قورچی



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *