روایات آزادگان از فجر در اسارت ، بخش سوم

روایات آزادگان از فجر در اسارت ، بخش سوم

در ایام دهه فجر  برنامه های تنوعی داشتیم برای مثال به بهانه عید نوروز پرچم جمهوری اسلامی ایران را به گونه ای با کاغذهای رنگی درست کرده بودیم که خوشبختانه عراقی ها هم متوجه نشدند.

تئاترهایی که در ایام دهه فجر بچه ها اجرا می کردند که نظیر آن را در ایران ندیدیم و با برنامه های مذهبی، یادبود شهدا و سرودهای انقلابی  دهه فجر را گرامی می داشتیم.

خاطرم هست یک بار تعدادی از بچه ها مشغول اجرایی تیاتری بودند و یکی از بچه ها هم مواظب بود تا عراقی ها نزدیک نشود و همیشه این طور بود زمانی که عراقی ها نزدیک می شد نگهبان با گفتن جمله “هوا ابری است” و یا “کوزه آب ندارد” بچه ها متوجه می شدند و سریع برنامه را جمع می کردند. در یکی از همین اجراها نگهبان هم مشغول تماشای تئاتر شده بود و متوجه آمدن سرباز عراقی نشده بوداو هم که از تمام برنامه های ما مطلع شده بود همه تنبیه شدیدی شدیم.

راوی: آزاده محبوب زارع

قاعده بچه های حزب الهی این بود که تعصب و وسواس خاصی روی برگزاری مراسمات داشتیم و علاوه بر میلادها، شهادت ها و حتی شهادت های اشخاص سیاسی و مذهبی کشورمان را زنده نگه می داشتیم، اما گل برنامه هایمان دهه فجر بود که شبکه ای از بچه های فرهنگی این کار  را انجام می دادند و زحمت کشان فرهنگی همواره در پی آن بودند که این مناسبت را هرچه باشکوهتر برگزارکنند. لذا چندی قبل از آغاز دهه فجر در فکر مراسم سخنرانی، تهیه سرود و  تئاتر بودند تا این مراسم بهتر از سال گذشته برگزار شود. این را باید اضافه کرد انسان زمانی که در تنگنا قرار می گیرد استعدادهایش بیشتر و بهتر شکوفا می شود. بنابراین بهترین  فیلمنامه تئاترها در اسارت نگاشته، گریم و اجرا می شد. بهترین سرودها بدون کمترین ابزار موسیقی تهیه و تمرین و آماده می شد. آزاده بزرگوار فضل الله معماری که متاسفانه این روزها دچار مشکلات روحی و روانی بسیاری است در اردوگاه بنیانگذار جریان سرود،  مسوول نگارش و تمرین سرود در اردوگاه بودند و یا آزاده زیدالله نوری که چندین کتاب نیز نوشته اند یکی از فعالین بزرگ عرصه شعر و سرود و تئاتر بودند. همچنین دکتر بیژن کیانی شاعرتوانا با اجرای برنامه های مشاعره در اسارت هم باعث تنوع برنامه ها بودند  و این درحالی بود که محدودیت هایی هم بود. این برنامه ها صددرصد در روحیه آزادگان تاثیر داشت. مجموعه وطن، انقلاب، امام و باورها در این برنامه ها نمود می یافت که البته هزینه های آن را هم در غالب دستگیری افراد، شکنجه و آزار و اذیت عراقی ها می پرداختیم.

راوی: آزاده فرهنگ اصلاحی

ما در اردوگاه فعالیت های فرهنگی زیادی داشتیم که اوج این مراسمات در ایام دهه فجر بود.  یک ماه مانده به دهه فجر حسابی سرمان شلوغ بود  یعنی از نوشتن فیلمنامه برای تیاتر، کارگردانی، شعر، دکلمه تا اجرای تیاتر که با سه موضوع طنز، جنگ وشرایطو اوضاع عراق همخوانی داشته باشد. بنابراین در تعاملاتی که با بچه ها داشتیم توانستیم تعدادی را دور خود جمع کنیم. آزاده ای بود به نام “احمد تیموری” که بچه بندرامام هست ایشان درتقلید صدای صدام بی نظیر بود. ما با اجرای نمایش هایی که آن را در قالب طنز می آوردیم و این آقای تیموری هم به عنوان صدام شروع می کرد به صحبت کردن و یکی از بچه ها از میان جمعیت شروع می کرد به عربی صحبت کردن و برای گریم از وسایلی که داشتیم زیر لباسش می گذاشتیمو او با همان صدا شروع می کرد به ادا و اطوار در آوردن و بچه ها هم می خندیدند و یا اینکه مشکلات اجتماعی را به نوعی در قالب تیاتر در می آوردیم و از هر ابزار ساده ای برای اجرای تیاتر استفاده می کردیم.  زمان آمارگیری هم عراقی ها که دقت درستی روی افراد نداشتند گاهی موقع با جابه جایی افراد، به آسایشگاه های دیگر می رفتیم و برای آنها تیاتر اجرا می کردیم. البته کافی بود که عراقی ها از این ماجرا و تیاتر صدام بویی ببرند کمترین حکمی که برای ما می بریدند حتما اعدام بود. البته آن موقع اصلا برای مان مهم نبود و الان که به آن می اندیشم می بینم چه کار خطرناکی انجام می دادیم.

راوی آزاده محمدرضا نوذری



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *