شهادت؛ نتیجه بازی نیمه تمام بازی فوتبال!

شهادت؛ نتیجه بازی نیمه تمام بازی فوتبال!

حادثه زمین فوتبال چوار در استان ایلام و شهادت تعدادی ورزشکار و تماشاچی بی گناه، یکی از تلخ‌ترین قاب‌های به جا مانده از جنگ تحمیلی علیه ایران و شاید به جرات بتوان گفت در دنیاست که هنوز پس از گذشت ۳۲ سال از این اتفاق، یادآوری اش هم سخت و دلخراش است.

متاسفانه اسمی از واقعه دردناک بمباران زمین فوتبال چوار و به شهادت رسیدن جمع زیادی از ورزشکاران و تماشاگران در تقویم رسمی ثبت نشده است، اما این حادثه در تاریخ مقاومت این مرزو بوم برای همیشه ثبت و ضبط شده است.

استان ایلام جز معدود مناطقی بود که در پیشانی جنگ قرار داشت و بسیاری از عملیات های مهم در دوران دفاع مقدس در این شهر انجام شد. این استان مقاوم در طول هشت سال جنگی تحمیلی، همواره آماج حملات رژیم بعث عراق قرار گرفت و بخش عمده ای از شهر تلی از خاک شد، اما مردم غیرتمند و وفادار ایلام تا آخرین لحظه و تا پایان جنگ پایداری و از آب‌ و خاک مملکتشان دفاع کردند.

بمباران زمین ورزشی

۲۳ بهمن سال ۱۳۶۵ خورشیدی روزی تلخ در تاریخ دفاع مقدس در استان ایلام و ورزش کشور است، زیرا در این روز هواپیما‌های نظامی عراق افراد بی‌گناه را درحالی‌ که مشغول بازی فوتبال بودند با موشک نشانه گرفتند و ۱۵ ورزشکار در این حادثه شهید شدند. در واقع شهادت ۱۰ فوتبالیست، سه کودک، یک داور و یک تماشاگر حاصل هجوم ناجوانمردانه دژخیمان صدام بود و اتفاقی تلخ در تاریخ ورزشی کشورمان رقم خورد.

شرح رویداد تلخ زمین فوتبال

تیم‌های فوتبال «منتخب چوار» و «منتخب جوانان استان ایلام» در ۲۳ بهمن‌ماه سال ۶۵، اقدام به برگزاری مسابقه به میزبانی شهر چوار کردند، نیمه اول این مسابقه با پیروزی ۲ بر۱ تیم جوانان استان به پایان رسید. در بین دو نیمه شهید «حسین هزاوه» مربی و بازیکن تیم منتخب چوار به بازیکنان گفت: فرض کنید در خط مقدم جبهه هستید. با شجاعت و شهامت بجنگید گویی می‌دانست واقعه‌ای عظیم در راه است.

درحالی‌که حدود ۱۰ دقیقه از نیمه دوم گذشته بود، هواپیما‌های دشمن بعثی، تمامی بمب های خود را روانه زمین فوتبال چوار کردند و زمین چمن را تبدیل به خط مقدم واقعی کردند. شهید هزاوه که خودش یک پاسدار بود، لحظاتی قبل از بمباران سعی کرد با فریاد‌های خود همه را روی زمین بخواباند و وضعیت موجود را مدیریت بحران کند و انصافا اگر تلاش های او در آن لحظات نبود شاید چندین برابر آمار جان باختگان افزایش پیدا می کرد.

خاطرات یک امدادگر

خان محمدی امدادگری که در آن روز‌ها در مرکز بهداشت «چوار» کار می‌کرد می‌گوید: آن روز آقای “هزاوه” بخشدار که خودش نیز فوتبالیست بود، به مرکز بهداشت سر زد و درخصوص بازی و ورزشکار مصدومی که قرار شد به بازی برسانیم صحبت کرد. منم گفتم هرکاری برای موفقیت تیم فوتبال چوار از دستم بربیاید و لازم باشد دریغ نمی‌کنم.

با گفتن این حرف من، بر چهره هزاوه آرامش خاصی نشست و برای خواندن نماز و رسیدگی به دیگر امورات کاریش ما را ترک کرد، چند ساعت بعد مجتبی ناصری پیش من آمد و انگشتش را مداوا کردم که به بازی برسد، چهره اش را در آنروز هرگز فراموش نمی‌کنم.

به مجتبی گفتم شما قهرمان واقعی هستید، اما امروز روز حساسی است و وضعیت منطقه خیلی اضطراری است. از صبح بار‌ها آژیر خطر به صدا درآمده است، به مسوولان بگویید اگر امکان دارد این بازی را به روز دیگری موکول کنند. مجتبی در جوابم گفت: ما همه با همیم و خواهیم جنگید و هر چه خواست خدا باشد راضی هستیم.

انگار این عزیزان خبر داشتند چه اتفاقی قرار است بیفتد و از جنگ و شرایط موجود هراسی به دل راه نمی‌دادند و شاد کردن و روحیه دادن به رزمندگان و مردم زیر چادر‌ها را تکلیف و ارزش می‌دانستند و از شهادت خود خبر داشتند.

دقایقی از رفتن مجتبی ناصری نگذشته بود که آژیر قرمز به صدا درآمد و دود سیاهی تمام فضای شهر چوار را فرا گرفت و مردم هول شده بودن و هرکس به طرفی می‌دوید و بعضی هم به طرف زمین فوتبال و دود و آتشی که به پا شده بود با عجله شتافتند، ما هم سریع به اتفاق امدادگران دیگر سر حادثه حاضر شدیم. آنجا کربلایی مشاهده کردیم که شاید تطابق زیادی با کربلای حسین (ع) داشت. با دیدن بدن‌های پاره پاره و ترکش‌هایی بر بدن شهید هزاوه و سر از تن جدا گشته مجتبی ناصری و بدن‌های در خون غلتان شهیدان و مجروحان زیادی که در گوشه و اطراف افتاده بودند، با دیدن این وضعیت به کمک مجروحان و انتقال پیکر شهدا به ستاد معراج آمدیم و یکی از دردآورترین حادثه تاریخ ذهنم در طول دوران امدادگری در آنجا نقش بست.

بنابراین گزارش، در جریان حمله ناجوانمردانه هوایی هواپیما‌های رژیم بعثی به ورزشگاه و در این حادثه دردناک، یونس تلوکی، مجتبی ناصری، علی نجات کرمی، علی عباسی، محمد کمالوندی، جهانگیر کاوه، عبدالرزاق مهدیه، صیدمحمد زارعی، حسین هزاوه (بازیکنان فوتبال)، حمیدرضا رضایتی (داور مسابقه)، مراد آذرخش، خلیل مظفری، سجاد مظفری، محمدجواد مظفری و امجد حیدری (تماشاگران مسابقه) به شهادت رسیدند و تعداد زیادی فوتبالیست و تماشاگر به افتخار جانبازی نائل شدند. حادثه فوتبال خونین شهر چوار برگ سرخ دیگری از تاریخ پر افتخار حماسه دفاع مقدس را در ایلام رقم زد.

لزوم توجه مسوولان برای ماندگاری این روز در تقویم کشور

اگر اتفاق زمین فوتبال چوار، در هر جای دنیا می‌افتاد شاید توجه ویژه‌ای به آن می‌شد و بازتاب بین المللی گسترده ای پیدا می کرد، با وجود اینکه ۳۲ سال از آن حادثه می‌گذرد، تنها در یکی دو سال اخیر هر از گاهی، آن هم در سالگرد شهادت شهیدان این واقعه، یادی از این واقعه مهم شده است. اما لازم است مسوولان برای ماندگاری این روز که تعداد زیادی ورزشکار و تماشاگر بی گناه شهید و مجروح شدند، بیشتر توجه و اهتمام کنند، تهیه فیلم و مستند از این حادثه و نشان دادن مظلومیت مردم بی گناه ایران در دوران دفاع مقدس به خصوص در مجامع و محافل بین المللی، مخصوصا در رویدادهای بزرگ ورزشی، حقانیت ما در برابر جنگ تحمیلی نابرابر را بیش از پیش آشکار می کند. به هر حال ثبت واقعه تاسف بار زمین فوتبال چوار در تقویم ملی به عنوان (روز ورزش و شهادت) حداقل ادای دین به شهدای گرانقدر و مردم استان ایلام و کشور است، که امید است توسط متولیان امر محقق شود.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *