نوروز در اسارت/ بازخوانی خاطرات یک آزاده از زمان اسارت در ایام نوروز

نوروز در اسارت/ بازخواني خاطرات يك آزاده از زمان اسارت در ايام نوروز

نوروز این رسم دیرینه در دوران پر رنج اسارت هم از یاد نمی رفت. نوروز همیشه برای ما ایرانیان عزیز بوده و تأکید اسلام بر این عید ایرانی و اسلامی بر اهمیت آن افزوده است.

آزادگان ما هم در دوران اسارت این عید را با تمامی سختی هایی که با آن درگیر بودند گرامی می داشتند.

گفتگو با یکی از آزادگان ابرکوهی که حدود ۱۰ بهار از عمر حود را در این اردوگاه ها سپری کرده است، شیرینی آن روزهای تلخ را بازگو می کند.

علی اصغر افضلی سخنان خود را با سخنرانی سید آزادگان، مرحوم ابوترابی به مناسبت عید نوروز در اسارت آغاز کرد: ایشان می گفت: “گرچه امروز سرآغاز سال را در تنگنای اسارت به شما تبریک میگوییم، ولی باید به این توجه داشت که همه انسانها که این روز را جشن میگیرند و به هم تبریک میگویند، هر کدامشان ناراحتی هایی در زندگیشان دارند. شاید روی کره زمین، شما کسی را پیدا نکنید که روز عید را تبریک گفته و به همه خواسته های خود رسیده باشد. هر کس در گوشه دلش غمی دارد. در واقع، به شما باید بگویم که شما خوشحالترین آنها هستید و به شما باید تبریک گفت. چرا؟ بـرای اینکه شما دل از تمام علاقمندیهای دنیا کنده اید و در راه عزت و سربلندی ملت قدم برداشته اید. لذا بایستی به شما تبریک گفت”.

شور و نشاط نوروز در اسارت هم فراموش نشد

افضلی اظهار داشت: اسرای ایرانی در سالهای سخت اسارت همواره می کوشیدند تا شـور و نشاط و امید به زندگی را در خود زنده نگهدارند.

وی افزود: پس از پناه بردن به خداوند منان، قـرآن کریم و توسـل به ائمه اطهار(ع)، گرامیداشت مراسم و مناسبتهای مذهبی و ملــی، شـور و نشـاط خاصی در اسرا ایجاد می کرد.

نوروز با غم و شادی اسرا همراه بود

افضلی عنوان کرد: نوروز در اسارت با انـدوه و شـادی همـراه بود، اندوهش به خاطــر این بود که سالی دیگـــر بر فـراق و دوری از میهـن اسـلامی و خانواده ا فـزوده شـده بود و شادی آن به این سبب بود که یکسال دیگـــر توانسته بودیم در برابر توطئه هــای دشمـن خبیث و متجاوز محکم بایستیم و به آ نها اجازه ندهیم کمترین انحرافی در عـقیده پاک و خالصانه دلیـرمردان را ه حق و حقیقت ایجـــاد کنند.

حساسیت عراقی ها به نوروز کمتر بود

چون عـراقی ها در ایام عیـد نوروز حساسیت کمتری نشـــان می دادند، بنابراین فرصت و بهانه خوبی به دست می آمـد تا اردوگاه غـــرق در شادی و دید و بازدید شـود.

عـلت این مسئله هم این بــود که عــراقی هــا بر این باور بودند که عــیـد نوروز نه مــذهبی و نه سیاسی است.

خانه تکانی دردسر چندانی نداشت

وی در مورد خانه تکانی های آن روزها نیز گفت: چند روز مـانده به عـید نوروز، خانه تکانی اسـرا شـروع می شد.

البتــه آن خانه تکانی زحمت زیادی نداشت چون ما از این دنیا و ما فیها به جـــز شست و شـوی دو پتوی مندرس و کهنه، کار دیگری نداشتیم.

البته عده ای از برادران برای شــاد کــردن اسـرا زحمات زیادی می کشیدند، از تهیه و تدارک برنامه های کمـــدی و شــاد تا پخت و پــز شیــرینیجــات اســارتی که در وصف آنهـا می توان ده هــا صفحــه را به رشته تحریر درآورد.

نمایشگاهی از عکس عزیزان خود برپا می کردیم

از کارهـا ی خوب و مســرت بخش گــروه فـرهنـــگی اردوگاه، جمــع آوری عکسهای جالب مخصوصا تصاویر کودکانی بود که همــراه با نامـه هــا از ایــران برای اسـرا  ارسـال شده بود.

رفقا پس از جمع آوری عکسها، آنها را به صــورت نمایشگاه در معـرض دید همگان قــرار می دادند تا اسرا تماشا کنند و لذت ببرند.

هفت سینی با رنگ دفاع از ارزش ها

هفت سیـن اســارت عبارت بود از: ساعـت، سیــم (کابل یا خاردار)، سجاده، سمــون یا صمــون (نانی شبیه نان ساندویچی و بدون کیفیت)، سنگ، سبـــزی و سـرکه اسارتی.

عـید نــوروز در اسارت فرصت و بهانه خوبی برای رفع کدورت ها بود. زنــدگی در کنار هــــم، آن هـم در یک محیـط کوچک وبا جمعیتی حــدود هزار و ۵۰۰ تا دو هزار نفر، ناخواستـه و ناخود آگاه کدورت هایی را دربیـن بعضی از اســـرا به وجـود می آورد.

عیدکم سعیدا/ ایران رفتن بعیدا!!

به همین سبب روز عـیـد نوروز هـمـــه اسـرا با نظم و ترتیب در مقابل آسایشـگاه‌ها به صف می شـدند و آنگاه از آسایشگاه یک، برنامه مصـافحه و مکاتفــه و معــانقــه شــروع می شـــد تا زمـــا نی که تمام بــرادران یکدیگـــر را ببینند و ســا ل نو را به همــدیگر تبریک بگویند.

بعضی از ســربازان عـــراقی هــم وقـتــی آن همه شـــور و نشاط را در بیـن اســـرا مشـاهـده می کردند به شــــوخی می گفتنـــد: عــیـدکم سعیـدا ….. ایران رفتـن بعیدا

قدردان شماییم

قدردان زحمات شماییم اما نمی توانیم به هیچ گونه جبران کنیم.

بسیاری از ما حتی نام دلاوران شهرمان را نیز به خاطر نداریم، همان هایی که روزی آنها را با شعارهای انقلابی بدرقه جبهه ها کردیم و بسیاری از آنها را خونین کفن تا گلزار شهدا به استقبال نشستیم و جاماندگان از آن قافله های شور و عشق را که با مقاومت در اسارت نام ایران اسلامی را تا ابد در یاد جهانیان کاشتند با آغوش باز پذیرا شدیم و روانه های خانه های امیدشان کردیم.

امروز اما نباید گذاشت این خاطرات کم رنگ شود و شاید چنین گفتگوهایی بهانه ای برای گرامیداشت یاد شهدا، جانبازان و آزادگان سرافراز در فصلی از بهار باشد.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *