تو را به رسم امانت اینجا می گذاریم

بنام خدا مرا با مترجم به بیمارستان بردند. در اتاقی که اسیران زخمی و بیمار را آنجا می بردند. از اردوگاه تا آنجا چشمم بسته بود . چشمانم را که باز کردند زیر پارچه ی سفیدی آغشته به خون ، بدن پاره پاره شد...

خاطرات اسارت/ ناخن دردسر ساز

برخوردهای گرم و صمیمانه اش را همه می شناختند و چهره ای بشاش داشت. معروف بود که به مستحبات خیلی پایبند است. شنیده بود مستحب است ناخن را بعد از گرفتن خاکش کنند. گشت و گشت تا یک ناخنگیر پیدا کرد و نشست ...

از اسارت در فکه تا طبابت در سوریه

رامرز فرهمند سال ۱۳۶۵ پس از یک سال و چند ماه حضور در جبهه، در منطقه فکه به اسارت نیروهای بعثی در می‌آید. فرهمند چهار سال و سه ماه در اردوگاه کمپ ۹ رمادی در اسارت نیروهای بعثی بود که دو سالش با سختی‌ه...

سوار بر حیوان تور

بعد از سه روز این بار نه آن کامیون های لعنتی بلکه اتوبوس هایی هر چند زوار دررفته به استقبال مان آمده و ما را به ایستگاه قطار انتقال دادند. از بس وضعیت داخل قطار نامناسب و غیربهداشتی بود که بچه ها نام...

آخرین گام در خاک دشمن

صبحدم، ساعت ده در سوت آمار دمیدند؛ روز چهارم شهریور ۱۳۶۹٫ جمع شدیم؛ با شکم های گرسنه. چند افسر و درجه دار و سرباز، برابر در خروجی اردوگاه ایستاده بودند. هیئتی از مأموران صلیب سرخ جهانی هم همچنین. برا...

شجاعت پیرمرد۷۵ساله در برابر بعثی ها

درست است که در برابر دشمن تسلیم و اسیر شده بودیم ولی بسیار خوشحال بودیم از این که ما رزمندگان اسلام با رشادت در برابر دشمن بعثی جنگیدیم و مصلحت خداوند بود که اسیر وتسلیم شویم، پس احساس ناراحتی نمی کر...

«حقوق بشردوستانه در جنگ ایران و عراق؛ مرور رفتار عراق»...

«حقوق بشردوستانه در جنگ ایران و عراق؛ مرور رفتار عراق» نوشته ی آزاده نعمت پورمحمدی، پژوهشی است حقوقی پیرامون رفتار رژیم بعث عراق در جنگ هشت ساله با ایران که به کوشش مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پا...