رژه ی ورزشی اسرا

صبح یکی از روزهای اسارت، بچه ها را در سوز سرمای زمستان از آسایشگاه بیرون آوردند و سروان عراقی بعد از آمارگیری گفت: امروز همه باید ورزش کنید. ما نیز پس از کمی نرمش، شروع به دویدن دور محوطه کردیم. ضربه...

فرمانده ی حزب اللهی اردوگاه اسرا

عد از مدت کوتاهی ماه مبارک رمضان فرار رسید، و این اولین ماه مبارک رمضان در اسارت بود. اسرا نظریات متفاوتی داشتند: بعضی می خواستند روزه بگیرند. ارشد اردوگاه تصمیم گرفت دو گروه را از هم جدا کند. نزدیک ...

یوسف گمگشته

خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذاب‌هایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی غریب سپری شد اما شاهنامه ای بود که آخرش خوش درآمد. آنچه می خوانید بخشی از خا...

روایت مهدی طحانیان از رویارویی «عدنان خیرالله» با «سرباز کوچک امام»...

نوجوان ۱۳ ساله‌ای را تصور کنید که «گریه»، جواز حضورش در جبهه شد و در چشم بهم‌زدنی، بر اثر انفجار گلوله‌های «کاتیوشا»، تعداد زیادی از دوستانش شهید می‌شوند. … فرمانده محور عملیات دستور عقب‌نشینی صادر ک...

اعتصاب خونین

بیست روز از اعتصاب ما می گذشت که خبر آوردند چند نفر نظامی از بغداد برای بررسی موضوع به اردوگاه آمدند. در فاصله ای که از آسایشگاه های یک و دو دیدن نموده بودند، غلام بیات که بنای اردوگاه هم به حساب می ...

مواردی جالب از ابتکارات و خلاقیت های رزمندگان در دوران اسارت(4)...

مجسمه سازی: نقاشی روی گچ و تراشیدن آن با تیغ های ریش تراشی کار مجسمه سازی در اسارت را رونق بخشیده بود.   ساخت اسلاید: با طراحی ، خطاطی و نقاشی روی کاغذ روغنی و طلق کاغذهای شکلات های خریداری شده ...

مرهمی بر زخم اسارت

روز ۱۴/۳/۶۸ کارها تقریباً به حالت نیمه تعطیل درآمد. بیشتر افراد با ناراحتی در خود فرورفته بودند. چه خواهد شد؟ تفاسیر ارائه شده دردی را دوا نمی کرد. شایعات اوج می گرفت. سربازهای عراقی، زیرکانه اخبار ض...

مواردی جالب از ابتکارات و خلاقیت های رزمندگان در دوران اسارت(3)...

قیچی : عراقی ها کفش های مخصوصی به پا داشتند که نوعی قنر در آن به کار می رفت. اسرا با به دست آوردن کفش های کهنه ، با فنرهای آن قیچی ساده ای که به کار خیاطی می آمد ، درست می کردند.   آبگرمکن برقی ...