یادی از حبیب بن مظاهر ایرانی در اسارت

یادی از حبیب بن مظاهر ایرانی در اسارت

حنیفه ، اسم یکی از اسرا بود که شاید عمر شریفش بالای ۷۰ سال می شد . پیر مرد با صفای آذری زبان که به خاطر عشق به کشور و اسلام و امام علی رغم کهولت سن به جنگ آمده بود و در عملیات خیبر به دست مزدوران بعث...
شنیدن صدای امام (ره) از محالات در اسارت

شنیدن صدای امام (ره) از محالات در اسارت

شنیدن صدای امام (ره) در محیط اسارت یک رویا بود که تحقق آن باور کردنی نبود . در اسارت مگر می شود که صدای امام را شنید ، در جایی که عراقی ها اگر یک کلام آن حضرت را در نامه ی ارسالی از ایران می دیدند ، ...
ایثار از نوع پالتویی

ایثار از نوع پالتویی

سرمای هوا در شمال عراق و شهر موصل به حدی بود که در فصل سرما و زمستان باعث اذیت و آزار بسیاری از اسرا می شد و این زمانی شدیدتر می شد که مزدوران بعثی از دادن امکانات لازم گرمایشی هم خودداری می کردند . ...
غربت حرم امام حسین (ع) در نگاه اسرای ایرانی/ قبله اشتباهی که کار دست اسرا داد

غربت حرم امام حسین (ع) در نگاه اسرای ایرانی/ قبله اشتباهی که کار دست ا...

اشتباه یکی از اسرا در تشخیص قبله باعث شد همه به سمت شمال نماز بخوانند. در بین نماز، سربازها با لگد به جان بچه‌ها افتادند و اشاره کردند که قبله سمت دیگری قرار دارد.   «غلام‌شاه جمیله‌ای» از آزادگ...
اسیر جنگی شماره ۷۸۷۷

اسیر جنگی شماره ۷۸۷۷

  اسرای جنگی، پس از سیلی خوردن هنگام پیاده شدن از اتوبوس، به طرف تونلی هدایت می‌شدند. دو دیواره این تونل از سربازان عراقی شکل گرفته بود و حدود بیست سرباز عراقی در هر دیواره آن، روبروی یکدیگر مسل...
خاطرات اسارت/ روایت بازجویی یک تیمسار بعثی از آزادگان ایرانی

خاطرات اسارت/ روایت بازجویی یک تیمسار بعثی از آزادگان ایرانی...

ابتدا او خود را با نام «تیمسار نذّار» فرمانده کل اسرای ایرانی در عراق معرفی و با تکبّر و نخوت سخنان خود را آغاز کرد. سخنان او توسط یکی از اسرای عرب زبان ترجمه می‌شد.   محمد صابری ابوالخیری یکی ا...
خاطرات اسارت/ بیماری و کمبود دارو

خاطرات اسارت/ بیماری و کمبود دارو

از موارد خاصی که در دوران اسارت بسیار دردآور بود ، وجود برخی بیماری های خاص بود که باید طبق دستور دکتر ، بیماران داروهای مخصوصی را استفاده می کردند از قبیل : صرع و چند بیماری شایع دیگر که اگر داروهای...