روایت شهیدی که در روز عید غدیر آسمانی شد؛ دریافت کارت پایان خدمت با مُهر شهادت

روایت شهیدی که در روز عید غدیر آسمانی شد؛ دریافت کارت پایان خدمت با مُ...

«ابوالفضل اصفهانی» ۱۸ سال بیشتر نداشت که به جبهه رفت و ۲ سال بعد وقتی برای آخرین بار برای انجام کار‌های پایان خدمتش به غرب رفته بود شهید شد. برای آن‌هایی که زندگی در دوران دفاع مقدس را تجربه کرده‌اند...
همسر آزاده و جانباز 50 درصد :اسارت نامزدی ما را ده ساله کرد

همسر آزاده و جانباز ۵۰ درصد :اسارت نامزدی ما را ده ساله کرد...

عزیزپور گفت: نامزدم همان سال اول جنگ به اسارت گرفته شد. تا ماه ها خبری از سرنوشتش نبود و همه اقوام به من می گفتند که باید به دنبال زندگی ام بروم اما من ۱۰ سال منتظر نامزدم ماندم. فاطمه (رقیه) عزیزپور...
نگاهی به زندگی شهید «سید امیرسعید عمادی»؛ برشی از زندگی شهیدی که از خدا شهادت یا سلامت خواسته بود

نگاهی به زندگی شهید «سید امیرسعید عمادی»؛ برشی از زندگی شهیدی که از خد...

مادر شهید عمادی گفت: یک بار که با برادرش درباره‌ی جبهه حرف می‌زد شنیدم می‌گفت که دوست ندارم اسیر یا جانباز شوم. می‌خواهم یا شهادت نصیبم شود یا برگردم و با ادامه تحصیل به کشورم خدمت کنم. سید امیرسعید ...

نگاهی به زندگی شهید شمایلی؛ کارمند بانکی که معاون لشکر شد...

شهید حبیب الله شمایلی کارمند بانک بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی کارش را رها کرد و به عضویت کمیته درآمد. مدتی  پس از آغاز جنگ به عضویت سپاه درآمد و سرانجام در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. شهید «حب...
روایت یک خلبان از پخت شیرینی در اسارت

روایت یک خلبان از پخت شیرینی در اسارت

روز به روز تراوش های مغزی در راه شکم زیادتر می شد تا جایی که با همان جیره ی غذایی روزانه مان غذاهایی مثل کتلت و کوفته درست می کردیم… خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذابهایش برای آزادگان ما ...
نان صلیبی

نان صلیبی

«هر روز صبح یک لیوان شوربا به ما می‌دادند به همراه یک تکه نان سفت و سخت. همین باعث شده بود که بچه‌ها بیشتر روزه بگیرند. یکی از روزها که مأموران صلیب سرخ به اردوگاه آمده بودند، بچه‌ها آن نان‌ها را نشا...
همسر شهید مدافع حرم مرتضی خدادادی: کار بزرگ مدافعان حرم را با شهادت مرتضی درک کردم

همسر شهید مدافع حرم مرتضی خدادادی: کار بزرگ مدافعان حرم را با شهادت مر...

نمی‌دانم چه عشقی در دل آقا مرتضی بود که باعث شد از همه چیز دل بکند و برود. وقتی به این سؤال فکر می‌کنم هزار علامت سؤال در ذهنم شکل می‌گیرد و من این را به حساب این می‌گذارم که حضرت زینب (س) آقا مرتضی ...
خاطرات آزادگان/ دیوار مرگ

خاطرات آزادگان/ دیوار مرگ

در دست هر کدام شان هم کابلی بود. آنها در یک مسیر ۱۰۰ متری از ماشین تا محل استقرار ما، ژست آماده باش گرفته و به ماشینی که ما در آن بودیم، نگاه می کردند… می خواستیم از ماشین پیاده شویم. به تونلی ...
عملیات هوایی ارتش در «کربلای۵»

عملیات هوایی ارتش در «کربلای۵»

موقعیت بقدری حساس بود که اگر ثانیه ای زودتر بمب‌ها را رها می‌کردیم امکان داشت که بمب‌ها اشتباها روی نیروهای خودی فرود آید که آن وقت خسارت جبران ناپذیری وارد می‌شد. سرتیپ خلبان جعفر عمادی از جمله پیشک...
حضرت زهرا(س) ما را از امواج نجات داد؛ پیراهن حسن لباس عقدم شد

حضرت زهرا(س) ما را از امواج نجات داد؛ پیراهن حسن لباس عقدم شد...

یکی از دوستان شهید حسن یزدانی گفت: حسن به اجبار پیراهنش را به من قرض داد و وقتی خواستم آن را برگردانم که قبول نکرد و همان پیراهن لباس عقدم شد. طلبه شهید حسن یزدانی در تابستان ۱۳۴۸ در شهر کرمان متولد ...
یحیای آزاده/۴

یحیای آزاده/۴

خاطرات آزاده، داریوش یحیی توضیح: قسمتی از خاطرات که داری نقص بوده، از خاطرات تکمیلی آقای اصغر مولوی استفاده شده. در حالی که سه شب از شروع عملیات والفجر ۸ گذشته بود، می خواستیم به خط دشمن بزنیم و در ر...
چند سکانس خاطره از کربلای۵

چند سکانس خاطره از کربلای۵

عملیات کربلای ۵‌ که یکی از بزرگترین عملیات‌های رزمندگان در طول جنگ تحمیلی بود که می‌توان آن را پاسخی به عملیات کربلای ۴ دانست. عملیات کربلای ۵‌ که یکی از بزرگترین عملیات‌های رزمندگان در طول جنگ تحمیل...
«سردار رو سفید» رهبر معظم انقلاب که بود؟+فیلم

«سردار رو سفید» رهبر معظم انقلاب که بود؟+فیلم...

رهبری فرمودند: لشکر هشت نجف که آقایان اسم آوردند، یکی از لشکرهای قَدَر در میدان‌های دفاع هشت‌‌ساله بود و خود مرحوم شهید کاظمی‌(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) واقعا یکی از آن فرماندهان برجسته بود. سردار سرلشک...
یحیای آزاده/3

یحیای آزاده/۳

خاطرات آزاده، داریوش یحیی شانزده بهمن شصت و چهار برای مسابقات به همراه تیم به تهران رفتم. مسابقات تمام شد و تیم ما نایب قهرمان کشور را به دست آورد و من هم مقام سوم کشوری را کسب کردم. بیستم بهمن با قط...

رمز عدد ۳۰ در زندگی شهید میثمی

شهید میثمی در یکی از صحبت‌هایش گفته بود: من ۳۰ ماه در زندان، ۳۰ ماه در یاسوج، ۳۰ ماه در شیراز، ۳۰ ماه هم در جبهه بودم، که ۳۰ ماه جبهه‌ام در حال اتمام است. من در عملیات کربلای ۵ باید اجر خود را بگیرم....
یحیای آزاده/3

یحیای آزاده/۳

خاطرات آزاده، داریوش یحیی شانزده بهمن شصت و چهار برای مسابقات به همراه تیم به تهران رفتم. مسابقات تمام شد و تیم ما نایب قهرمان کشور را به دست آورد و من هم مقام سوم کشوری را کسب کردم. بیستم بهمن با قط...
همسر سردار شهید «ولی الله چراغچی»: «باید خُمس پسرانت را بپردازی» /ناگفته هایی ناب از شهید «ولی الله چراغچی»

همسر سردار شهید «ولی الله چراغچی»: «باید خُمس پسرانت را بپردازی» /ناگف...

۵ برادر بودند و ۳ نفرشان همزمان در جبهه. «ولی الله» به مادر می گفت باید خمس پسرانت را بپردازی و با شهادت خمس برادرانش را پرداخت کرد. سردار شهید ولی الله چراغچی مسجدی، قائم مقام فرمانده لشکر ۵ نصر بود...