خاطره‌ای از رمضان در اسارت

خاطره‌ای از رمضان در اسارت

نگهداری غذا به خصوص در آن فصل گرم مشکلات بهداشتی زیادی را به همراه داشت. بعضی از بچه‌ها با خوردن غذایی که دست کم ۱۵ ساعت در فضایی نامناسب قرار داشت به بیماری اسهال مبتلا می‌شدند. آزاده سید محمدعلی بص...

رمضان در اردوگاه‌های اسرای ایرانی چگونه می‌گذشت؟...

رمضان و روزه‌داری برای آزادگان دفاع مقدس فصل متفاوتی از کتاب اسارت است. برای آن‌ها روزه‌داری در سوز زمستان و گرمای طاقت‌فرسای تابستان شکل متفاوتی داشت. رمضان و روزه‌داری برای آزادگان دفاع مقدس فصل مت...
بخش دوم/ جانباز رستمی‌فر : فیزیوتراپی در اسارت به روش بعثی‌ها/ ۱۳ نفر به خاطر شکنجه یک نفر گریه می‌کردند!

بخش دوم/ جانباز رستمی‌فر : فیزیوتراپی در اسارت به روش بعثی‌ها/ ۱۳ نفر ...

یک روز سه نفر به سراغم آمدند. یک نفر پایم را کشید و دو نفر دیگر پایم را به سمت پایین فشار دادند و سپس به تخت بستند….. در میان اسرای دوران دفاع مقدس خاطرات مشترک زیادی وجود دارد. وقتی پای خاطرات...
جانباز «رستمی‌فر» : مُهر شهادت در پرونده‌ام دارم/ خانه ما پایگاه سربازان فراری بود

جانباز «رستمی‌فر» : مُهر شهادت در پرونده‌ام دارم/ خانه ما پایگاه سرباز...

جانباز رستمی‌فر گفت: نیرو‌های بعثی به تلافی خسارت‌هایی که در عملیات دیده بودند، تیر خلاص به مجروحان می‌زدند. فرمانده گردان ما شاهد این صحنه بود، فکر می‌کرد که من هم شهید شده‌ام، به همین دلیل در پروند...
خاطرات ۳ آزاده از روز‌های «رمضان» در اسارت

خاطرات ۳ آزاده از روز‌های «رمضان» در اسارت...

آزاده‌های دربند رژیم بعث عراق، در روز‌های ماه رمضان شرایط ویژه‌تری را درک می‌کردند، وضعیتی که با وجود همه مشکلات و سختی‌ها، آنان را به خدا نزدیک‌تر می‌کرد. اسارت رزمنده‌های ایرانی دربند رژیم بعث عراق...
آزاده‌ای که فلسفه و منطق در اردوگاه تدریس می‌کرد

آزاده‌ای که فلسفه و منطق در اردوگاه تدریس می‌کرد...

«علی اکبر سراج» از مبتکران انتشار ماهنامه سفیر در اردوگاه موصل ۲ بود، او را به عنوان استاد فلسفه و منطق در اسارت می‎شناختند و کلاس‌های درسش بی‌نظیر بود. دکتر «حمیدرضا قنبری» از آزادگان دوران دفاع مقد...
روایت یک آزاده دفاع مقدس از روز‌های اسارت؛ شکنجه مجروحین سخت‌ترین آزار اسرا بود

روایت یک آزاده دفاع مقدس از روز‌های اسارت؛ شکنجه مجروحین سخت‌ترین آزار...

صادق مهماندوست گفت: یکی از آزار دهنده‌ترین حوادث و خاطرات اسارت اذیت‌هایی بود که عراقی‌ها در حق اسرای مجروح اعمال می‌کردند. اسارت رزمندگان ایرانی در بند رژیم بعث عراق پُر است از ناگفته‌های تلخ و شیری...
دعایی که یک بعثی را متحول کرد

دعایی که یک بعثی را متحول کرد

جنایت، رذالت و کینه‌ورزی از خصوصیات روحی نظامی‌های بعثی بود، اما من به نوبه خود نمی‌توانم این حکم را به همه سرایت بدهم. بودند افرادی که در کسوت نظامی‌گری بعثی‌ها انجام وظیفه می‌کردند، اما طینتی پاک د...
شکنجه وحشیانه پیرمرد ۷۰ ساله توسط افسران مست بعثی

شکنجه وحشیانه پیرمرد ۷۰ ساله توسط افسران مست بعثی...

سربازان عراقی به علت استفاده از مشروبات الکی، حالت عادی‌شان را از دست داده بودند، آمدند و یک پیرمرد بسیجی ۷۰ ساله را با خود بردند وسط محوطه و ریش‌های را دانه دانه با دست کندند. روایت روز‌های سخت و شک...
روایت اسارت در میان دستان یک غول بی‌شاخ و دم عراقی

روایت اسارت در میان دستان یک غول بی‌شاخ و دم عراقی...

آزاده سرافراز دفاع مقدس می‌گوید: همیشه به خدا می‌گفتم: خیلی دوست دارم انقلاب را از بیرون ببینم، چطور است و چه کردیم؟ اما برای خدا مشخص نکردم که از کجا. خدا هم سریع دعایم را استجابت کرد و من را هشت سا...
نوروز در اسارت/ بازخواني خاطرات يك آزاده از زمان اسارت در ايام نوروز

نوروز در اسارت/ بازخوانی خاطرات یک آزاده از زمان اسارت در ایام نوروز...

نوروز این رسم دیرینه در دوران پر رنج اسارت هم از یاد نمی رفت. نوروز همیشه برای ما ایرانیان عزیز بوده و تأکید اسلام بر این عید ایرانی و اسلامی بر اهمیت آن افزوده است. آزادگان ما هم در دوران اسارت این ...

آزاده دوران دفاع مقدس روایت کرد؛ داعش نسخه بروز شده بعثی‌هاست...

ظهور داعش و جبهه النصره و سایر گروه‌های جلاد تکفیری، دیگر پذیرش خاطرات اسرا برای همه راحت‌تر کرد. «رحمان سلطانی» از آزادگان سرافراز کشور که مدتی در بند نیروهای بعث در اردوگاه های عراق بوده است در مطل...
وضعیت قرمز در اردوگاه؛خاطره‌ای طنز از یک «استوار» عراقی

وضعیت قرمز در اردوگاه؛خاطره‌ای طنز از یک «استوار» عراقی...

مروری بر خاطرات آزادگان حماسه‌آفرین به ویژه خاطرات طنز و شیرین آنها نه تنها یاد‌آور روحیه بالای آنان در برابر جنایات و وحشی‌گری‌های بعثیون است، بلکه یاد‌آور مبارزات آنان در شرایط سخت اسارت با دشمنی ا...
رمضان در اسارت به روایت محمد سلیمانی

رمضان در اسارت به روایت محمد سلیمانی

در ایام ماه مبارک رمضان و غیر ماه مبارک بدلیل خوردن سه وعده غذا در یک وعده آن‌هم به صورت سرد در چله تابستان گرم و سوزان عراق؛ اسرا باید از اذان صبح تا اذان مغرب تشنگی و گرسنگی مفرط را تحمل می‌کردند. ...
ناگفته‌هایی از سال‌های صبوری

ناگفته‌هایی از سال‌های صبوری

کم نیستند سختی‌هایی که قدرت بیانشان وجود ندارد و یا می‌دانند اگر بگویند برای ما شبیه افسانه است، اما از لبخندشان و نگاهشان می‌توان فهمید که ناگفته‌هایی دارند که تنها صبوری می‌تواند توصیفشان کند. «فرج...
ناگفته‌ای از زندان الرشید

ناگفته‌ای از زندان الرشید

رو به مجید کردم و گفتم: «اینجا همه مثل هم هستیم، لوس‌بازی در نیار اگر می‌خواهی بخوری‌، بخور اگر می‌خواهی بمیری بمیر.» بچه‌ها همه کِز کرده بودند زیر پتو. سیدمحسن حیدری از رزمندگان  واحد اطلاعات و عملی...
وقتی باطری حکم ویتامین «ب» را دارد

وقتی باطری حکم ویتامین «ب» را دارد

رادیو را گرفتم و به نگهبان دادم. با لب و لوچه آویزان گفت: «آخر شما خلبان و افسر هستید. درست نیست این کارها را می‌کنید.» برای این که سروته قضیه را هم بیاوریم گفتم: «بابا برای شوخی بود. می‌خواستیم سر ب...
نامه رمزآلود یک اسیر به امام خمینی (ره)

نامه رمزآلود یک اسیر به امام خمینی (ره)

شاید اگر عناصر منافقین در امر بازنگری و تغییر در نامه‌ها با عراقی‌ها همکاری نمی‌کرد یا به عبارت بهتر دخالتی نداشتند، عراقی‌ها هرگز توان دسترسی به اسرار اسراء را نداشتند و قادر به رمز گشایی نامه‌های ا...
دفن غریبانه یک اسیر شهید در عراق

دفن غریبانه یک اسیر شهید در عراق

سربازعراقی با صدای بلند دستور داد: «گوم …رح با لداخــل…». به چاله‌ای شبیه به یک قبــراشاره کرد. فهمیدیم منظورش این است که باید بلنــد شویم وبه داخل آن چاله برویم. علی‌اصغر افضلی از جمله ج...
وقتی با تیمسار بعثی روبرو شدم

وقتی با تیمسار بعثی روبرو شدم

ابتدا او خود را با نام «تیمسار نذّار» فرمانده کل اسرای ایرانی در عراق معرفی و با تکبّر و نخوت سخنان خود را آغاز کرد. سخنان او توسط یکی از اسرای عرب زبان ترجمه می‌شد. محمد صابری ابوالخیری یکی از آزادگ...
جوابی که نگهبان عراقی را ناراحت کرد

جوابی که نگهبان عراقی را ناراحت کرد

یک هو عراقی آمد و گفت: «چی داری نگاه می‌کنی؟» گفتم: «دارم ستاره‌ها را نگاه می‌کنم.» پرسید: «برای چی؟» علی اصفهانی از جمله آزادگان دوران هشت سال دفاع مقدس است. او در خاطره‌ای به روایت ناراحتی یک نگهبا...
اتهام به جرم دوستی

اتهام به جرم دوستی

خیلی حیفم آمد،به آن پارچه علاقه داشتم و تا آن لحظه، دوبار از تعرض نگهبان‌های عراقی نجاتش داده بودم. گلویم از شدت فریادهایی که کشیده بودم می‌سوخت. تقاضای آب کردم و بچه‌ها بلافاصله برایم آوردند. اسماعی...
آزادی در ثانیه‌های آخر

آزادی در ثانیه‌های آخر

اسلحه‌ها را ازدست سربازهای عراقی درآوردیم. جلوی راننده را گرفتیم و نگذاشتیم اتوبوس را برگرداند. سپس در اتوبوس را بازکردیم و پایین پریدیم. محمدرضا یزدیان از جمله آزادگان دوران هشت سال دفاع مقدس است. ا...
ماجرای فرار سه ارتشی از اسارت بعثی‌ها

ماجرای فرار سه ارتشی از اسارت بعثی‌ها

من با ستوان عقیدتی سیاسی که در زیر قیف انفجار قرار داشتیم، بدون اینکه زخمی بشویم انبردست را که آلت جرم بود برداشته و سریعاً به آسایشگاه بازگشتیم. عین‌الله کرمانی‌زاده از جمله اسرای ارتشی دوران دفاع م...
عبور از تونل وحشت

عبور از تونل وحشت

بلاخره به هرمصیبتی که بود از آن دالان سربازان دشمن عبور کردم و خودم را به انتهای مسیر رساندم…. سعید نفر از جمله تخریب‌چیان آزاده دوران هشت سال دفاع مقدس است. او در خاطره‌ای بیان می‌کند: بلاخره ...