همسر آزاده و جانباز 50 درصد :اسارت نامزدی ما را ده ساله کرد

همسر آزاده و جانباز ۵۰ درصد :اسارت نامزدی ما را ده ساله کرد...

عزیزپور گفت: نامزدم همان سال اول جنگ به اسارت گرفته شد. تا ماه ها خبری از سرنوشتش نبود و همه اقوام به من می گفتند که باید به دنبال زندگی ام بروم اما من ۱۰ سال منتظر نامزدم ماندم. فاطمه (رقیه) عزیزپور...
روایت یک خلبان از پخت شیرینی در اسارت

روایت یک خلبان از پخت شیرینی در اسارت

روز به روز تراوش های مغزی در راه شکم زیادتر می شد تا جایی که با همان جیره ی غذایی روزانه مان غذاهایی مثل کتلت و کوفته درست می کردیم… خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذابهایش برای آزادگان ما ...
نان صلیبی

نان صلیبی

«هر روز صبح یک لیوان شوربا به ما می‌دادند به همراه یک تکه نان سفت و سخت. همین باعث شده بود که بچه‌ها بیشتر روزه بگیرند. یکی از روزها که مأموران صلیب سرخ به اردوگاه آمده بودند، بچه‌ها آن نان‌ها را نشا...
خاطرات آزادگان/ دیوار مرگ

خاطرات آزادگان/ دیوار مرگ

در دست هر کدام شان هم کابلی بود. آنها در یک مسیر ۱۰۰ متری از ماشین تا محل استقرار ما، ژست آماده باش گرفته و به ماشینی که ما در آن بودیم، نگاه می کردند… می خواستیم از ماشین پیاده شویم. به تونلی ...
یحیای آزاده/۴

یحیای آزاده/۴

خاطرات آزاده، داریوش یحیی توضیح: قسمتی از خاطرات که داری نقص بوده، از خاطرات تکمیلی آقای اصغر مولوی استفاده شده. در حالی که سه شب از شروع عملیات والفجر ۸ گذشته بود، می خواستیم به خط دشمن بزنیم و در ر...
یحیای آزاده/3

یحیای آزاده/۳

خاطرات آزاده، داریوش یحیی شانزده بهمن شصت و چهار برای مسابقات به همراه تیم به تهران رفتم. مسابقات تمام شد و تیم ما نایب قهرمان کشور را به دست آورد و من هم مقام سوم کشوری را کسب کردم. بیستم بهمن با قط...
یحیای آزاده/3

یحیای آزاده/۳

خاطرات آزاده، داریوش یحیی شانزده بهمن شصت و چهار برای مسابقات به همراه تیم به تهران رفتم. مسابقات تمام شد و تیم ما نایب قهرمان کشور را به دست آورد و من هم مقام سوم کشوری را کسب کردم. بیستم بهمن با قط...
خاطرات آزادگان/ انتخابات اردوگاهی

خاطرات آزادگان/ انتخابات اردوگاهی

از تعجب نزدیک بود که شاخ درآوریم. در این یک سال گذشته، مسئول ها معمولاً توسط عراقی ها انتخاب می شدند و حالا که اعلام کرده بودند، بچه ها خود می توانند، مسئول شان را انتخاب کنند، تعجب و حیرت ما را بران...
یحیای آزاده/2 

یحیای آزاده/۲ 

خاطرات آزاده، داریوش یحیی بعد از انجام مقدمات اعزام، وارد گروهان شده و با جمع صمیمی بچه های جنگ از نزدیک آشنا شدم. روح معنوی را در جای جای اماکن و نفرات به خوبی مشاهده می کردم و تلاش داشتم خود را مثل...
یحیای آزاده 

یحیای آزاده/۱ 

خاطرات آزاده، داریوش یحیی بچه اهواز بودم و در روزهای نوجوانی به سر می بردم که جنگ وارد خانه و کاشانه ما شد. هیچ گاه فکر نمی کردم این جنگ ناخواسته، مرا تا قلب خود بکشاند و سرنوشتم را رقم بزند. با هیچ ...
خاموشی ممنوع

خاموشی ممنوع

شب ۲۱ ماه رمضان قرار شد برنامه عزاداری برگزار کنیم. خیلی از بچه‌ها آن شب از خودبی‌خود شده بودند و جوّ عجیبی بود……. شب ۲۱ ماه رمضان قرار شد برنامه عزاداری برگزار کنیم. خیلی از بچه‌ها آن شب...
شستن تلویزیون و عصبانیت بعثی‌ها از حاضر جوابی اسیر ایرانی

شستن تلویزیون و عصبانیت بعثی‌ها از حاضر جوابی اسیر ایرانی...

یکی از اسرای جنگ تحمیلی تعریف کرد که چند تن از اسرا به بهانه نظافت هفتگی تلویزیونی که عراقی ها به اردوگاه آورده بودند را شستند. اسارت رزمندگان ایرانی در بند رژیم بعث عراق پر است از ناگفته های تلخ و ش...
دروغ مصلحت آمیز

دروغ مصلحت آمیز

از اردوگاهی که بودم به خاطر دقتی که در رفتار و کردار و صداقتم داشتم، منو به استان نینوا اردوگاه موصل سه تبعید کردند. آنجا یک منطقه کوهستانی بود و زمستان ها خیلی سرد می‌شد. به حدّی که اگر اسیری سر و ص...
سرنگ صد بار مصرف

سرنگ صد بار مصرف

نصف شب بود که یکی از نگهبان ها آمد پشت پنجره و پرسید: «شام خوردید یا نه؟» بچه ها گفتند: «نه.» رفت و با یک تُنگ چای شیرین و مقداری نان صمون برگشت…  یک روز اتوبوس آمد، چند نفر از اسرای زخمی را سو...
گرفتن عكس وكتك كاری

گرفتن عکس وکتک کاری

در یکی از روزهای ماه رمضان عراقی ها بچه ها را یکی یکی درکنار دیوار زرد رنگ اول اردوگاه قراردادند و عکاسانی که لباس شخصی به تن داشتند از آنها عکس می گرفتند. بدن های نحیف وسرهای تیغ زده مسلما عکس ها را...
تلخ ترین روز اسارت

تلخ ترین روز اسارت

احمد یوسف زاده از آزادگان ۸ سال دفاع مقدس و یکی از آن ۲۳ نفری که بر کاخ صدام بعثی لرزه اندخت و نویسنده کتاب آن ۲۳ نفر،با ارسال دست نوشته ای شنیدن خبر ارتحال حضرت امام را تلخ ترین روز های اسارتش در چن...
برگزاری آزمون سراسری در اردوگاه اسرا

برگزاری آزمون سراسری در اردوگاه اسرا

چون جای مخصوصی برای کلاس ها نداشتیم و همه جا هم مناسب نبود، مسئول فرهنگی اتاقی را انتخاب می کرد و ساکنان آن اتاق را تخلیه می کرد… چون جای مخصوصی برای کلاس ها نداشتیم و همه جا هم مناسب نبود، مسئ...
اسرایی که به گروگان گرفته شدند

اسرایی که به گروگان گرفته شدند

از ابتدای ورود ما به مدرسه کیله، تنها اتفاق مهمی که رخ داد، آزاد شدن آبشیرین، حیدریان، حکیم آبادی و ثابتی بود، که روز سیزدهم اردیبهشت رفتند…. از ابتدای ورود ما به مدرسه کیله، تنها اتفاق مهمی که...
حماسه یک آزاده کرمانی در اردوگاه‌های عراق/ من نیروی خمینی هستم

حماسه یک آزاده کرمانی در اردوگاه‌های عراق/ من نیروی خمینی هستم...

شهید شهسواری از آزادگانی است که در دوران اسارت حماسه‌ای شگرف را خلق کرد، او رو به دوربین خبرنگاران خارجی فریاد زد: «مرگ بر صدام، ضد اسلام». تصویری از شهید در بزرگراه مدرس نقاشی شده است، نامش «محمد شه...
شکایت از بی نمکی

شکایت از بی نمکی

چند روز گذشت تا اینکه دیدیم سر و کله عراقی ها پیدا شد. بچه ها را جمع کردند و یکی از آنها خطاب به ما گفت: کی غذای ما بی نمک بوده… یکی از بچه های اهواز به نام نصرالله قرایی در یکی از نامه هایش خط...
چاه ماست

چاه ماست

 یک نمونه از این موارد مربوط به بازجویی یکی از برادران آزاده در اردوگاه موصل بود …… از میان خصلت های برجسته برادران آزاده می توان به زرنگی، هوش و فراست آنها اشاره کرد که در عملیات جنگی و ...
كپسول خبري

کپسول خبری

برای انتقال اخبار نیز اگر کسب می‌شد راه‌ها و روش‌هایی وجود داشت، از جمله انتقال از طریق کپسول… “خبر”، یکی از واژه‌های دلپذیر و در عین حال حساس و خطرناک دوران اسارت قلمداد می‌شد و ال...
حمله نیروهای ایرانی

حمله نیروهای ایرانی

 ما با هماهنگی قبلی و توصیه های ارشد آسایشگاه مانع تهیه گزارش و فیلمبرداری شدیم….. یک روز در اردوگاه رمادی ۱۰ گروهی از خبرنگاران و فیلمبرداران خارجی برای فیلمبرداری و تهیه گزارش به داخل آسایشگا...