مرحوم ابوترابی رهبر دوران اسارت بود

مرحوم ابوترابی رهبر دوران اسارت بود

 من ده سال اسیر بودم و در اردوگاه موصل سه نگهداری می شدیم. در اردوگاه و تا قبل از ورود حاج آقا، جوی به وجود آمده بود که تحملش سخت بود.   در واقع به خاطر شرایط سخت و فشار ناشی از آن، تعدادی از بچ...
تفکیک اسرای پاسدار ازبسیجی

تفکیک اسرای پاسدار ازبسیجی

از آنجایی که عراقی ها نقشی حساس و کلیدی را برای عزیزان ” پاسدار ” قائل بودند و از تدابیر آن ها در هدایت جنگ و کسب پیروزی های رزمندگان اسلام آگاه بودند ، در محیط اسارت نیز خیلی تلاش می کرد...
اقامه نماز به چهار طرف !!

اقامه نماز به چهار طرف !!

یکی از نکات جالب و خاطره انگیز ، سفر اسرای ایرانی به کربلا بود که با اهداف خاصی از سوی صدام و رژیم عراق پیگیری می شد . در این سفر که با قطار صورت گرفت حدود ۴۰۰ نفر را در هر مرحله از موصل به نجف و کرب...
نماز جماعت در اسارت

نماز جماعت در اسارت

فرمانده اردوگاه، سرگردی بود که معمولاً مست بود. یک بعثی تمام عیار که اعتقادی به خدا نداشت دستور داده بود کسی نماز نخواند. ما زیر بار نرفتیم. یک روز به نگهبان‌ها دستور داد، همه را بفرستند داخل اتاق‌ها...
پیام های لوله خودکاری

پیام های لوله خودکاری

زمانی که قرار شد اسرا به زیارت کربلا و نجف بروند ، البته پس از کش و قوس های بسیار که با عراقی ها در خصوص اعزام و عدم اعزام داشتیم ، نهایتاً موفق شدیم که با تحمیل شروطی به آنان ، به این سفر برویم ، ام...
خاطره ای طنز از اسارت/ ناخن دردسر‌ساز

خاطره ای طنز از اسارت/ ناخن دردسر‌ساز

سلطانی یکی از بچه‌های ساده و خوش اخلاق بود. برخوردهای گرم و صمیمانه‌اش را همه می‌شناختند و چهره‌ای بشاش داشت. معروف بود که به مستحبات خیلی پایبند است. شنیده بود مستحب است ناخن را بعد از گرفتن خاکش کن...
آموزش قرآن در اسارت

آموزش قرآن در اسارت

از ویژگی های ایام اسارت می توان به فراگیری علوم مختلف به ویژه قرآن اشاره کرد در آن جا هر کسی به هر طریقی که ممکن بود ، سعی در ارتقاء سطح دانش خود و دیگران داشت . از جمله این که تعدادی از عزیزان که از...
خواستم رُند بشه، ارزشش رو داشت هر کدوممنون هفتاد و دو کابل بخوریم

خواستم رُند بشه، ارزشش رو داشت هر کدوممنون هفتاد و دو کابل بخوریم...

هفتاد ضربه کابل! ..در اسارت تنبیه کسانی که برای امام حسین علیه‌السلام عزاداری می‌کردند، سنگین بود.من و حیدر هر کدام به هفتاد ضربه کابل محکوم شدیم. وقتی هفتاد ضربه کابل را نوش‌جان کردیم، حیدر با همان ...